سوره النازعات
|
سوره النازعات |
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
سوگند به فرشتگانى كه (جان مجرمان را بشدت از بدنهايشان) برمىكشند، (1)
و فرشتگانى كه (روح مؤمنان) را با مدارا و نشاط جدا مىسازند، (2)
و سوگند به فرشتگانى كه (در اجراى فرمان الهى) با سرعت حركت مىكنند، (3)
و سپس بر يكديگر سبقت مىگيرند، (4)
و آنها كه امور را تدبير مىكنند! (5)
آن روز كه زلزلههاى وحشتناك همه چيز را به لرزه درمىآورد، (6)
و بدنبال آن، حادثه دومين ( صيحه عظيم محشر) رخ مىدهد، (7)
دلهايى در آن روز سخت مضطرب است، (8)
و چشمهاى آنان از شدت ترس فروافتاده است! (9)
(ولى امروز) مىگويند: «آيا ما به زندگى مجدد بازمىگرديم؟! (10)
آيا هنگامى كه استخوانهاى پوسيدهاى شديم (ممكن است زنده شويم)؟!» (11)
مىگويند: «اگر قيامتى در كار باشد، بازگشتى است زيانبار!» (12)
ولى (بدانيد) اين بازگشت تنها با يك صيحه عظيم است! (13)
ناگهان همگى بر عرصه زمين ظاهر مىگردند! (14)
آيا داستان موسى به تو رسيده است؟! (15)
در آن هنگام كه پروردگارش او را در سرزمين مقدس «طوى» ندا داد (و گفت): (16)
به سوى فرعون برو كه طغيان كرده است! (17)
و به او بگو: «آيا مىخواهى پاكيزه شوى؟! (18)
و من تو را به سوى پروردگارت هدايت كنم تا از او بترسى (و گناه نكنى)؟!» (19)
سپس موسى بزرگترين معجزه را به او نشان داد! (20)
اما او تكذيب و عصيان كرد! (21)
سپس پشت كرد و پيوسته (براى محو آيين حق) تلاش نمود! (22)
و ساحران را جمع كرد و مردم را دعوت نمود، (23)
و گفت: «من پروردگار برتر شما هستم!» (24)
از اين رو خداوند او را به عذاب آخرت و دنيا گرفتار ساخت! (25)
در اين عبرتى است براى كسى كه (از خدا) بترسد! (26)
آيا آفرينش شما (بعد از مرگ) مشكلتر است يا آفرينش آسمان كه خداوند آن را بنا نهاد؟! (27)
سقف آن را برافراشت و آن را منظم ساخت، (28)
و شبش را تاريك و روزش را آشكار نمود! (29)
و زمين را بعد از آن گسترش داد، (30)
و از آن آب و چراگاهش را بيرون آورد، (31)
و كوهها را ثابت و محكم نمود! (32)
همه اينها براى بهرهگيرى شما و چهارپايانتان است! (33)
هنگامى كه آن حادثه بزرگ رخ دهد، (34)
در آن روز انسان به ياد كوششهايش مىافتد، (35)
و جهنم براى هر بينندهاى آشكار مىگردد، (36)
اما آن كسى كه طغيان كرده، (37)
و زندگى دنيا را مقدم داشته، (38)
مسلما دوزخ جايگاه اوست! (39)
و آن كس كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوى بازدارد، (40)
قطعا بهشت جايگاه اوست! (41)
و از تو درباره قيامت مىپرسند كه در چه زمانى واقع مىشود؟! (42)
تو را با يادآورى اين سخن چه كار؟! (43)
نهايت آن به سوى پروردگار تو است (و هيچ كس جز خدا از زمانش آگاه نيست)! (44)
كار تو فقط بيمدادن كسانى است كه از آن مىترسند! (45)
آنها در آن روز كه قيام قيامت را مىبينند چنين احساس مىكنند كه گويى توقفشان (در دنيا و برزخ) جز شامگاهى يا صبح آن بيشتر نبوده است! (46)
سوره هود
هيچ جنبندهاى در زمين نيست مگر اينكه روزى او بر خداست! او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را مىداند; همه اينها در كتاب آشكارى ثبت است! ( در لوح محفوظ ، در كتاب علم خدا) (6)
او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز ( شش دوران) آفريد; و عرش (حكومت) او، بر آب قرار داشت; (بخاطر اين آفريد) تا شما را بيازمايد كه كداميك عملتان بهتر است! و اگر (به آنها) بگويى: «شما بعد از مرگ، برانگيخته مىشويد! «، مسلما» كافران مىگويند: «اين سحرى آشكار است!» (7)
و اگر مجازات را تا زمان محدودى از آنها به تاخير اندازيم، (از روى استهزا مىگويند: «چه چيز مانع آن شده است؟!» آگاه باشيد، آن روز كه (عذاب) به سراغشان آيد، از آنها بازگردانده نخواهد شد; (و هيچ قدرتى مانع آن نخواهد بود;) و آنچه را مسخره مىكردند، دامانشان را مىگيرد! (8)
و اگر از جانب خويش، نعمتى به انسان بچشانيم، سپس آن را از او بگيريم، بسيار نوميد و ناسپاس خواهد بود! (9)
سوره هود
|
سوره هود |
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
الر، اين كتابى است كه آياتش استحكام يافته; سپس تشريح شده و از نزد خداوند حكيم و آگاه (نازل گرديده) است! (1)
(دعوت من اين است) كه: جز «الله» را نپرستيد! من از سوى او براى شما بيم دهنده و بشارت دهندهام! (2)
و اينكه: از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد; سپس بسوى او بازگرديد; تا شما را تا مدت معينى، (از مواهب زندگى اين جهان،) به خوبى بهرهمند سازد; و به هر صاحب فضيلتى، به مقدار فضيلتش ببخشد! و اگر (از اين فرمان) روى گردان شويد، من بر شما از عذاب روز بزرگى بيمناكم! (3)
(بدانيد) بازگشت شما بسوى «الله» است، و او بر هر چيز تواناست! (4)
سوره الانفال
|
سوره الانفال |
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
از تو درباره انفال ( غنايم، و هرگونه مال بدون مالك مشخص) سؤال مىكنند ; بگو: «انفال مخصوص خدا و پيامبر است; پس، از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و خصومتهايى را كه در ميان شماست، آشتى دهيد! و خدا و پيامبرش را اطاعت كنيد اگر ايمان داريد! (1)
مؤمنان، تنها كسانى هستند كه هرگاه نام خدا برده شود، دلهاشان ترسان ميگردد; و هنگامى كه آيات او بر آنها خوانده مىشود، ايمانشان فزونتر مىگردد; و تنها بر پروردگارشان توكل دارند. (2)
آنها كه نماز را برپا مىدارند; و از آنچه به آنها روزى دادهايم، انفاق مىكنند. (3)
(آرى،) مؤمنان حقيقى آنها هستند; براى آنان درجاتى (مهم) نزد پروردگارشان است; و براى آنها، آمرزش و روزى بىنقص و عيب است. (4)
همانگونه كه خدا تو را بحق از خانه (به سوى ميدان بدر،) بيرون فرستاد، در حالى كه گروهى از مؤمنان ناخشنود بودند (;ولى سرانجامش پيروزى بود! ناخشنودى عدهاى از چگونگى تقسيم غنايم بدر نيز چنين است)! (5)
آنها پس از روشن شدن حق، باز با تو مجادله مىكردند; (و چنان ترس و وحشت آنها را فراگرفته بود، كه) گويى به سوى مرگ رانده مىشوند، و آن را با چشم خود مىنگرند! (6)
و (به ياد آريد) هنگامى را كه خداوند به شما وعده داد كه يكى از دو گروه ( كاروان تجارى قريش، يا لشكر مسلح آنها) نصيب شما خواهد بود; و شما دوست مىداشتيد كه كاروان (غير مسلح) براى شما باشد (و بر آن پيروز شويد); ولى خداوند مىخواهد حق را با كلمات خود تقويت، و ريشه كافران را قطع كند; (از اين رو شما را بر خلاف ميلتان با لشكر قريش درگير ساخت، و آن پيروزى بزرگ نصيبتان شد.) (7)
تا حق را تثبيت كند، و باطل را از ميان بردارد، هر چند مجرمان كراهت داشته باشند. (8)
(به خاطر بياوريد) زمانى را (كه از شدت ناراحتى در ميدان بدر،) از پروردگارتان كمك مىخواستيد; و او خواسته شما را پذيرفت (و گفت): من شما را با يكهزار از فرشتگان، كه پشت سر هم فرود مىآيند، يارى مىكنم. (9)
ولى خداوند، اين را تنها براى شادى و اطمينان قلب شما قرار داد; وگرنه، پيروزى جز از طرف خدا نيست; خداوند توانا و حكيم است! (10)
و (ياد آوريد) هنگامى را كه خواب سبكى كه مايه آرامش از سوى خدا بود، شما را فراگرفت; و آبى از آسمان برايتان فرستاد، تا شما را با آن پاك كند; و پليدى شيطان را از شما دور سازد; و دلهايتان را محكم، و گامها را با آن استوار دارد! (11)
و (به ياد آر) موقعى را كه پروردگارت به فرشتگان وحى كرد: «من با شما هستم; كسانى را كه ايمان آوردهاند، ثابت قدم داريد! بزودى در دلهاى كافران ترس و وحشت مىافكنم; ضربهها را بر بالاتر از گردن (بر سرهاى دشمنان) فرود آريد! و همه انگشتانشان را قطع كنيد! (12)
اين بخاطر آن است كه آنها با خدا و پيامبرش (ص) دشمنى ورزيدند; و هر كس با خدا و پيامبرش دشمنى كند، (كيفر شديدى مىبيند;) و خداوند شديد العقاب است! (13)
اين (مجازات دنيا) را بچشيد! و براى كافران، مجازات آتش (در جهان ديگر) خواهد بود! (14)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هنگامى كه با انبوه كافران در ميدان نبرد روبهرو شويد، به آنها پشت نكنيد (و فرار ننماييد)! (15)
و هر كس در آن هنگام به آنها پشت كند -مگر آنكه هدفش كنارهگيرى از ميدان براى حمله مجدد، و يا به قصد پيوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد- (چنين كسى) به غضب خدا گرفتار خواهد شد; و جايگاه او جهنم، و چه بد جايگاهى است! (16)
اين شما نبوديد كه آنها را كشتيد; بلكه خداوند آنها را كشت! واين تو نبودى (اى پيامبر كه خاك و سنگ به صورت آنها) انداختى; بلكه خدا انداخت! و خدا مىخواست مؤمنان را به اين وسيله امتحان خوبى كند; خداوند شنوا و داناست. (17)
سرنوشت مؤمنان و كافران، همان بود كه ديديد! و خداوند سستكننده نقشههاى كافران است. (18)
اگر شما فتح و پيروزى مىخواهيد، پيروزى به سراغ شما آمد! و اگر (از مخالفت) خوددارى كنيد، براى شما بهتر است! و اگر بازگرديد، ما هم باز خواهيم گشت; و جمعيت شما هر چند زياد باشد، شما را (از يارى خدا) بىنياز نخواهد كرد; و خداوند با مؤمنان است! (19)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! خدا و پيامبرش را اطاعت كنيد; و سرپيچى ننماييد در حالى كه (سخنان او را) مىشنويد! (20)
و همانند كسانى نباشيد كه مىگفتند: «شنيديم!» ولى در حقيقت نمىشنيدند! (21)
بدترين جنبندگان نزد خدا، افراد كر و لالى هستند كه انديشه نمىكنند. (22)
و اگر خداوند خيرى در آنها مىدانست، (حرف حق را) به گوش آنها مىرساند; ولى (با اين حال كه دارند،) اگر حق را به گوش آنها برساند، سرپيچى كرده و روگردان مىشوند. (23)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابتكنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مىخواند كه شما را حيات مىبخشد! و بدانيد خداوند ميان انسان و قلب او حايل مىشود، و همه شما (در قيامت) نزد او گردآورى مىشويد! (24)
و از فتنهاى بپرهيزيد كه تنها به ستمكاران شما نمىرسد; (بلكه همه را فرا خواهد گرفت; چرا كه ديگران سكوت اختيار كردند.) و بدانيد خداوند كيفر شديد دارد! (25)
و به خاطر بياوريد هنگامى را كه شما در روى زمين، گروهى كوچك و اندك و زبون بوديد; آنچنان كه مىترسيديد مردم شما را بربايند! ولى او شما را پناه داد; و با يارى خود تقويت كرد; و از روزيهاى پاكيزه بهرهمند ساخت; شايد شكر نعمتش را بجا آوريد! (26)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! به خدا و پيامبر خيانت نكنيد! و (نيز) در امانات خود خيانت روا مداريد، در حالى كه ميدانيد (اين كار، گناه بزرگى است)! (27)
و بدانيد اموال و اولاد شما، وسيله آزمايش است; و (براى كسانى كه از عهده امتحان برآيند،) پاداش عظيمى نزد خداست! (28)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، براى شما وسيلهاى جهت جدا ساختن حق از باطل قرارمىدهد; (روشنبينى خاصى كه در پرتو آن، حق را از باطل خواهيد شناخت;) و گناهانتان را مىپوشاند; و شما را مىزمرزد; و خداوند صاحب فضل و بخشش عظيم است! (29)
(به خاطر بياور) هنگامى را كه كافران نقشه مىكشيدند كه تو را به زندان بيفكنند، يا به قتل برسانند، و يا (از مكه) خارج سازند; آنها چاره مىانديشيدند (و نقشه مىكشيدند)، و خداوند هم تدبير مىكرد; و خدا بهترين چاره جويان و تدبيركنندگان است! (30)
سوره الفرقان
|
سوره الفرقان |
به نام خداوند بخشاينده و بخشايشگر
زوال ناپذير و پر بركت است كسى كه قرآن را بر بندهاش نازل كرد تا بيمدهنده جهانيان باشد. (1)
خداوندى كه حكومت آسمانها و زمين از آن اوست، و فرزندى براى خود انتخاب نكرد، و همتايى در حكومت و مالكيت ندارد، و همه چيز را آفريد، و به دقت اندازهگيرى نمود! (2)
آنان غير از خداوند معبودانى براى خود برگزيدند; معبودانى كه چيزى را نمىآفرينند، بلكه خودشان مخلوقند، و مالك زيان و سود خويش نيستند، و نه مالك مرگ و حيات و رستاخيز خويشند. (3)
و كافران گفتند: «اين فقط دروغى است كه او ساخته، و گروهى ديگر او را بر اين كار يارى دادهاند.» آنها (با اين سخن،) ظلم و دروغ بزرگى را مرتكب شدند. (4)
و گفتند: «اين همان افسانههاى پيشينيان است كه وى آن را رونويس كرده، و هر صبح و شام بر او املا مىشود.» (5)
بگو: «كسى آن را نازل كرده كه اسرار آسمانها و زمين را مىداند; او (هميشه) آمرزنده و مهربان بوده است!» (6)
و گفتند: «چرا اين پيامبر غذا مىخورد و در بازارها راه مىرود؟! (نه سنت فرشتگان را دارد و نه روش شاهان را!) چرا فرشتهاى بر او نازل نشده كه همراهوى مردم را انذار كند (و گواه صدق دعوى او باشد)؟! (7)
يا گنجى (از آسمان) براى او فرستاده شود، يا باغى داشته باشد كه از (ميوه) آن بخورد (و امرار معاش كند)؟!» و ستمگران گفتند: «شما تنها از مردى مجنون پيروى مىكنيد!» (8)
ببين چگونه براى تو مثلها زدند و گمراه شدند، آن گونه كه قدرت پيدا كردن راه را ندارند! (9)
زوال ناپذير و بزرگ است خدايى كه اگر بخواهد براى تو بهتر از اين قرار مىدهد: باغهايى كه نهرها از زير درختانش جارى است، و (اگر بخواهد) براى تو كاخهايى مجلل قرارمىدهد. (10)
(اينها همه بهانه است) بلكه آنان قيامت را تكذيب كردهاند; و ما براى كسى كه قيامت را تكذيب كند، آتشى شعلهور و سوزان فراهم كردهايم! (11)
هنگامى كه اين آتش آنان را از مكانى دور ببيند، صداى وحشتناك و خشم آلودش را كه با نفسزدن شديد همراه است مىشنوند. (12)
و هنگامى كه در جاى تنگ و محدودى از آن افكنده شوند در حالى كه در غل و زنجيرند، فرياد واويلاى آنان بلند مىشود! (13)
(به آنان گفته مىشود:) امروز يك بار واويلا نگوييد، بلكه بسيار واويلا بگوييد! (14)
(اى پيامبر!) بگو: «آيا اين بهتر است يا بهشت جاويدانى كه به پرهيزگاران وعده داده شده؟! بهشتى كه پاداش اعمال آنها، و قرارگاهشان است.» (15)
هر چه بخواهند در آنجا برايشان فراهم است; جاودانه در آن خواهند ماند; اين وعدهاى است مسلم كه پروردگارت بر عهده گرفته است! (16)
(به خاطر بياور) روزى را كه همه آنان و معبودهايى را كه غير از خدا مىپرستند جمع مىكند، آنگاه به آنها مىگويد: «آيا شما اين بندگان مرا گمراه كرديد يا خود آنان راه را گم كردند؟!» (17)
(در پاسخ) مىگويند: «منزهى تو! براى ما شايسته نبود كه غير از تو اوليايى برگزينيم، ولى آنان و پدرانشان را از نعمتها برخوردار نمودى تا اينكه (به جاى شكر نعمت) ياد تو را فراموش كردند و تباه و هلاك شدند.» (18)
(خداوند به آنان مىگويد: ببينيد) اين معبودان، شما را در آنچه مىگوييد تكذيب كردند! اكنون نمىتوانيد عذاب الهى را برطرف بسازيد، يا از كسى يارى بطلبيد! و هر كس از شما ستم كند، عذاب شديدى به او مىچشانيم! (19)
ما هيچ يك از رسولان را پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه غذا مىخوردند و در بازارها راه مىرفتند; و بعضى از شما را وسيله امتحان بعضى ديگر قرارداديم، آيا صبر و شكيبايى مىكنيد (و از عهده امتحان برمىآييد)؟! و پروردگار تو همواره بصير و بينا بوده است. (20)
و كسانى كه اميدى به ديدار ما ندارند (و رستاخيز را انكار مىكنند) گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند و يا پروردگارمان را با چشم خود نمىبينيم؟!» آنها درباره خود تكبر ورزيدند و طغيان بزرگى كردند! (21)
(آنها به آرزوى خود مىرسند،) اما روزى كه فرشتگان را مىبينند، روز بشارت براى مجرمان نخواهد بود (بلكه روز مجازات و كيفر آنان است)! و مىگويند: «ما را امان دهيد، ما را معاف داريد!» (اما سودى ندارد!) (22)
و ما به سراغ اعمالى كه انجام دادهاند مىرويم، و همه را همچون ذرات غبار پراكنده در هوا قرار مىدهيم! (23)
بهشتيان در آن روز قرارگاهشان از همه بهتر، و استراحتگاهشان نيكوتر است! (24)
و (بخاطر آور) روزى را كه آسمان با ابرها شكافته مىشود، و فرشتگان نازل مىگردند. (25)
حكومت در آن روز از آن خداوند رحمان است; و آن روز، روز سختى براى كافران خواهد بود! (26)
و (به خاطر آور) روزى را كه ستمكار دست خود را (از شدت حسرت) به دندان مىگزد و مىگويد: «اى كاش با رسول (خدا) راهى برگزيده بودم! (27)
اى واى بر من، كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم! (28)
او مرا از يادآورى (حق) گمراه ساخت بعد از آنكه (ياد حق) به سراغ من آمده بود!» و شيطان هميشه خواركنند× انسان بوده است! (29)
و پيامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها كردند». (30)
(آرى،) اين گونه براى هر پيامبرى دشمنى از مجرمان قرار داديم; اما (براى تو) همين بس كه پروردگارت هادى و ياور (تو) باشد! (31)
و كافران گفتند: «چرا قرآن يكجا بر او نازل نمىشود؟!» اين بخاطر آن است كه قلب تو را بوسيله آن محكم داريم، و (از اين رو) آن را به تدريج بر تو خوانديم. (32)
آنان هيچ مثلى براى تو نمىآورند مگر اينكه ما حق را براى تو مىآوريم، و تفسيرى بهتر (و پاسخى دندان شكن كه در برابر آن ناتوان شوند)! (33)
(تو گمراه نيستى،) آنان كه بر صورتهايشان بسوى جهنم محشور مىشوند، بدترين محل را دارند و گمراهترين افرادند! (34)
و ما به موسى كتاب (آسمانى) داديم; و برادرش هارون را ياور او قرار داديم; (35)
و گفتيم: «به سوى اين قوم كه آيات ما را تكذيب كردند برويد!» (اما آن مردم به مخالفت برخاستند) و ما به شدت آنان را درهم كوبيديم! (36)
و قوم نوح را هنگامى كه رسولان (ما) را تكذيب كردند غرق نموديم، و آنان را درس عبرتى براى مردم قرار داديم; و براى ستمگران عذاب دردناكى فراهم ساختهايم! (37)
(همچنين) قوم عاد و ثمود و اصحاب الرس ( گروهى كه درختان صنوبر را مىپرستيدند) و اقوام بسيار ديگرى را كه در اين ميان بودند، هلاك كرديم! (38)
و براى هر يك از آنها مثلها زديم; و (چون سودى نداد،) همگى را نابود كرديم! (39)
آنها ( مشركان مكه) از كنار شهرى كه باران شر ( بارانى از سنگهاى آسمانى) بر آن باريده بود ( ديار قوم لوط) گذشتند; آيا آن را نمىديدند؟! (آرى، مىديدند) ولى به رستاخيز ايمان نداشتند! (40)
و هنگامى كه تو را مىبينند، تنها به باد استهزايت مىگيرند (و مىگويند:) آيا اين همان كسى است كه خدا او را بعنوان پيامبر برانگيخته است؟! (41)
اگر ما بر پرستش خدايانمان استقامت نمىكرديم، بيم آن مىرفت كه ما را گمراه سازد! اما هنگامى كه عذاب الهى را ببينند، بزودى مىفهمند چه كسى گمراهتر بوده است! (42)
آيا ديدى كسى را كه هواى نفسش را معبود خود برگزيده است؟! آيا تو مىتوانىاو را هدايت كنى (يا به دفاع از او برخيزى)؟! (43)
آيا گمان مىبرى بيشتر آنان مىشنوند يا مىفهمند؟! آنان فقط همچون چهارپايانند، بلكه گمراهترند! (44)
آيا نديدى چگونه پروردگارت سايه را گسترده ساخت؟! و اگر مىخواست آن را ساكن قرار مىداد; سپس خورشيد را بر وجود آن دليل قرار داديم! (45)
سپس آن را آهسته جمع مىكنيم (و نظام سايه و آفتاب را حاكم مىسازيم)! (46)
او كسى است كه شب را براى شما لباس قرار داد، و خواب را مايه استراحت، و روز را وسيله حركت و حيات! (47)
او كسى است كه بادها را بشارتگرانى پيش از رحمتش فرستاد، و از آسمان آبى پاككننده نازل كرديم... (48)
تا بوسيله آن، سرزمين مردهاى را زنده كنيم; و آن را به مخلوقاتى كه آفريدهايم -چهارپايان و انسانهاى بسيار- مىنوشانيم. (49)
ما اين آيات را بصورتهاى گوناگون براى آنان بيان كرديم تا متذكر شوند، ولى بيشتر مردم از هر كارى جز انكار و كفر ابا دارند. (50)
و اگر مىخواستيم، در هر شهر و ديارى بيمدهندهاى برمىانگيختيم (ولى اين كار لزومى نداشت). (51)
بنابر اين از كافران اطاعت مكن، و بوسيله آن ( قرآن) با آنان جهاد بزرگى بنما! (52)
او كسى است كه دو دريا را در كنار هم قرار داد; يكى گوارا و شيرين، و ديگر شور و تلخ; و در ميان آنها برزخى قرار داد تا با هم مخلوط نشوند (گويى هر يك به ديگرى مىگويد:) دور باش و نزديك نيا! (53)
او كسى است كه از آب، انسانى را آفريد; سپس او را نسب و سبب قرار داد (و نسل او را از اين دو طريق گسترش داد); و پروردگار تو همواره توانا بوده است. (54)
آنان جز خدا چيزهايى را مىپرستند كه نه به آنان سودى مىرساند و نه زيانى; و كافران هميشه در برابر پروردگارشان (در طريق كفر) پشتيبان يكديگرند. (55)
(اى پيامبر!) ما تو را جز بعنوان بشارت دهنده و انذار كننده نفرستاديم! (56)
بگو: «من در برابر آن (ابلاغ آيين خدا) هيچ گونه پاداشى از شما نمىطلبم; مگر كسى كه بخواهد راهى بسوى پروردگارش برگزيند (اين پاداش من است.)» (57)
و توكل كن بر آن زندهاى كه هرگز نمىميرد; و تسبيح و حمد او را بجا آور; و همين بس كه او از گناهان بندگانش آگاه است! (58)
همان (خدايى) كه آسمانها و زمين و آنچه را ميان اين دو وجود دارد، در شش روز ( شش دوران) آفريد; سپس بر عرش (قدرت) قرار گرفت (وبه تدبير جهان پرداخت، او خداوند) رحمان است; از او بخواه كه از همه چيز آگاه است! (59)
و هنگامى كه به آنان گفته شود: «براى خداوند رحمان سجده كنيد!» مىگويند:«رحمان چيست؟ ! (ما اصلا رحمان را نمىشناسيم!) آيا براى چيزى سجده كنيم كه تو به ما دستور مىدهى؟! سذللّه (اين سخن را مىگويند) و بر نفرتشان افزوده مىشود! (60)
جاودان و پربركت است آن (خدايى) كه در آسمان منزلگاههائى براى ستارگان قرار داد; و در ميان آن، چراغ روشن و ماه تابانى آفريد! (61)
و او همان كسى است كه شب و روز را جانشين يكديگر قرار داد براى كسى كه بخواهد متذكر شود يا شكرگزارى كند (و آنچه را در روز كوتاهى كرده در شب انجام دهد و به عكس). (62)
بندگان (خاص خداوند) رحمان، كسانى هستند كه با آرامش و بىتكبر بر زمين راه مىروند; و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مىگويند (و با بىاعتنايى و بزرگوارى مىگذرند); (63)
كسانى كه شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قيام مىكنند; (64)
و كسانى كه مىگويند: «پروردگارا! عذاب جهنم را از ما برطرف گردان، كه عذابش سخت و پر دوام است! (65)
مسلما آن (جهنم)، بد جايگاه و بد محل اقامتى است!» (66)
و كسانى كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف مىنمايند و نه سختگيرى; بلكه در ميان اين دو، حد اعتدالى دارند. (67)
و كسانى كه معبود ديگرى را با خداوند نمىخوانند; و انسانى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، جز بحق نمىكشند; و زنا نمىكنند; و هر كس چنين كند، مجازات سختى خواهد ديد! (68)
عذاب او در قيامت مضاعف مىگردد، و هميشه با خوارى در آن خواهد ماند! (69)
مگر كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، كه خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدل مىكند; و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است! (70)
و كسى كه توبه كند و عمل صالح انجام دهد، بسوى خدا بازگشت مىكند (و پاداش خود را از او مىگيرد.) (71)
و كسانى كه شهادت به باطل نمىدهند (و در مجالس باطل شركت نمىكنند); و هنگامى كه با لغو و بيهودگى برخورد كنند، بزرگوارانه از آن مىگذرند. (72)
و كسانى كه هرگاه آيات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، كر و كور روى آن نمى افتند. (73)
و كسانى كه مىگويند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مايه روشنى چشم ما قرارده، و ما را براى پرهيزگاران پيشوا گردان!» (74)
(آرى،) آنها هستند كه درجات عالى بهشت در برابر شكيباييشان به آنان پاداش داده مىشود; و در آن، با تحيت و سلام روبهرو مىشوند. (75)
در حالى كه جاودانه در آن خواهند ماند; چه قرارگاه و محل اقامت خوبى! (76)
بگو: «پروردگارم براى شما ارجى قائل نيست اگر دعاى شما نباشد; شما (آيات خدا و پيامبران را) تكذيب كرديد، و (اين عمل) دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد!»خ (77)
سوره مریم
|
سوره مریم |
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
كهيعص (1)
(اين) يادى است از رحمت پروردگار تو نسبت به بندهاش زكريا... (2)
در آن هنگام كه پروردگارش را در خلوتگاه (عبادت) پنهان خواند... (3)
گفت: «پروردگارا! استخوانم سست شده; و شعله پيرى تمام سرم را فراگرفته; و من هرگز در دعاى تو، از اجابت محروم نبودهام! (4)
و من از بستگانم بعد از خودم بيمناكم (كه حق پاسدارى از آيين تو را نگاه ندارند)! و (از طرفى) همسرم نازا و عقيم است; تو از نزد خود جانشينى به من ببخش... (5)
كه وارث من و دودمان يعقوب باشد; و او را مورد رضايتت قرار ده!» (6)
اى زكريا! ما تو را به فرزندى بشارت مىدهيم كه نامش «يحيى» است; و پيش از اين، همنامى براى او قرار ندادهايم! (7)
گفت: «پروردگارا! چگونه براى من فرزندى خواهد بود؟! در حالى كه همسرم نازا و عقيم است، و من نيز از شدت پيرى افتاده شدهام!» (8)
فرمود: «پروردگارت اين گونه گفته (و اراده كرده)! اين بر من آسان است; و قبلا تو را آفريدم در حالى كه چيزى نبودى!» (9)
عرض كرد: «پروردگارا! نشانهاى براى من قرار ده!» فرمود: «نشانه تو اين است كه سه شبانه روز قدرت تكلم (با مردم) نخواهى داشت; در حالى كه زبانت سالم است!» (10)
او از محراب عبادتش به سوى مردم بيرون آمد; و با اشاره به آنها گفت: «(بشكرانه اين موهبت،) صبح و شام خدا را تسبيح گوييد!» (11)
اى يحيى! كتاب (خدا) را با قوت بگير! و ما فرمان نبوت (و عقل كافى) در كودكى به او داديم! (12)
و رحمت و محبتى از ناحيه خود به او بخشيديم، و پاكى (دل و جان)! و او پرهيزگار بود! (13)
او نسبت به پدر و مادرش نيكوكار بود; و جبار (و متكبر) و عصيانگر نبود! (14)
سلام بر او، آن روز كه تولد يافت، و آن روز كه مىميرد، و آن روز كه زنده برانگيخته مىشود! (15)
و در اين كتاب (آسمانى)، مريم را ياد كن، آن هنگام كه از خانوادهاش جدا شد، و در ناحيه شرقى (بيت المقدس) قرار گرفت; (16)
و ميان خود و آنان حجابى افكند (تا خلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد). در اين هنگام، ما روح خود را بسوى او فرستاديم; و او در شكل انسانى بىعيب و نقص، بر مريم ظاهر شد! (17)
او (سخت ترسيد و) گفت: «من از شر تو، به خداى رحمان پناه مىبرم اگر پرهيزگارى! (18)
گفت: «من فرستاده پروردگار توام; (آمدهام) تا پسر پاكيزهاى به تو ببخشم!» (19)
گفت: «چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد؟! در حالى كه تاكنون انسانى با من تماس نداشته، و زن آلودهاى هم نبودهام!» (20)
گفت: «مطلب همين است! پروردگارت فرموده: اين كار بر من آسان است! (ما او را مىآفرينيم، تا قدرت خويش را آشكار سازيم;) و او را براى مردم نشانهاى قرار دهيم; و رحمتى باشد از سوى ما! و اين امرى است پايان يافته (و جاى گفتگو ندارد)!» (21)
سرانجام (مريم) به او باردار شد; و او را به نقطه دور دستى برد (و خلوت گزيد) (22)
درد زايمان او را به كنار تنه درخت خرمايى كشاند; (آنقدر ناراحت شد كه) گفت: «اى كاش پيش از اين مرده بودم، و بكلى فراموش مىشدم!» (23)
ناگهان از طرف پايين پايش او را صدا زد كه: «غمگين مباش! پروردگارت زير پاى تو چشمه آبى (گوارا) قرار داده است! (24)
و اين تنه نخل را به طرف خود تكان ده، رطب تازهاى بر تو فرو مىريزد! (25)
(از اين غذاى لذيذ) بخور; و (از آن آب گوارا) بنوش; و چشمت را (به اين مولود جديد) روشن دار! و هرگاه كسى از انسانها را ديدى، (با اشاره) بگو: من براى خداوند رحمان روزهاى نذر كردهام; بنابراين امروز با هيچ انسانى هيچ سخن نمىگويم! (و بدان كه اين نوزاد، خودش از تو دفاع خواهد كرد!)» (26)
(مريم) در حالى كه او را در آغوش گرفته بود، نزد قومش آورد; گفتند: «اى مريم! كار بسيار عجيب و بدى انجام دادى! (27)
اى خواهر هارون! نه پدرت مرد بدى بود، و نه مادرت زن بد كارهاى!!» (28)
(مريم) به او اشاره كرد; گفتند: «چگونه با كودكى كه در گاهواره است سخن بگوييم؟!» (29)
(ناگهان عيسى زبان به سخن گشود و) گفت: «من بنده خدايم; او كتاب (آسمانى) به من داده; و مرا پيامبر قرار داده است! (30)
و مرا -هر جا كه باشم- وجودى پربركت قرار داده; و تا زمانى كه زندهام، مرا به نماز و زكات توصيه كرده است! (31)
و مرا نسبت به مادرم نيكوكار قرار داده; و جبار و شقى قرار نداده است! (32)
و سلام (خدا) بر من، در آن روز كه متولد شدم، و در آن روز كه مىميرم، و آن روز كه زنده برانگيخته خواهم شد!» (33)
اين است عيسى پسر مريم; گفتار حقى كه در آن ترديد مىكنند! (34)
هرگز براى خدا شايسته نبود كه فرزندى اختيار كند! منزه است او! هرگاه چيزى را فرمان دهد، مىگويد: «موجود باش!» همان دم موجود مىشود! (35)
و خداوند، پروردگار من و شماست! او را پرستش كنيد; اين است راه راست! (36)
ولى (بعد از او) گروههايى از ميان پيروانش اختلاف كردند; واى به حال كافران از مشاهده روز بزرگ (رستاخيز)! (37)
در آن روز كه نزد ما مىآيند، چه گوشهاى شنوا و چه چشمهاى بينايى پيدا مىكنند! ولى اين ستمگران امروز در گمراهى آشكارند! (38)
آنان را از روز حسرت ( روز رستاخيز كه براى همه مايه تاسف است) بترسان، در آن هنگام كه همه چيز پايان مىيابد! و آنها در غفلتند و ايمان نمىآورند! (39)
ما، زمين و تمام كسانى را كه بر آن هستند، به ارث مىبريم; و همگى بسوى ما بازگردانده مىشوند! (40)
در اين كتاب، ابراهيم را ياد كن، كه او بسيار راستگو، و پيامبر (خدا) بود! (41)
هنگامى كه به پدرش گفت: «اى پدر! چرا چيزى را مىپرستى كه نه مىشنود، و نه مىبيند، و نه هيچ مشكلى را از تو حل مىكند؟! (42)
اى پدر! دانشى براى من آمده كه براى تو نيامده است; بنابر اين از من پيروى كن، تا تو را به راه راست هدايت كنم! (43)
اى پدر! شيطان را پرستش مكن، كه شيطان نسبت به خداوند رحمان، عصيانگر بود! (44)
اى پدر! من از اين مىترسم كه از سوى خداوند رحمان عذابى به تو رسد، در نتيجه از دوستان شيطان باشى!» (45)
گفت: «اى ابراهيم! آيا تو از معبودهاى من روى گردانى؟! اگر (از اين كار) دست برندارى، تو را سنگسار مىكنم! و براى مدتى طولانى از من دور شو!» (46)
(ابراهيم) گفت: «سلام بر تو! من بزودى از پروردگارم برايت تقاضاى عفو مىكنم; چرا كه او همواره نسبت به من مهربان بوده است! (47)
و از شما، و آنچه غير خدا مىخوانيد، كنارهگيرى مىكنم; و پروردگارم را مىخوانم; و اميدوارم در خواندن پروردگارم بىپاسخ نمانم!» (48)
هنگامى كه از آنان و آنچه غير خدا مىپرستيدند كنارهگيرى كرد، ما اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم; و هر يك را پيامبرى (بزرگ) قرار داديم! (49)
و از رحمت خود به آنان عطا كرديم; و براى آنها نام نيك و مقام برجستهاى (در ميان همه امتها) قرار داديم! (50)
و در اين كتاب (آسمانى) از موسى ياد كن، كه او مخلص بود، و رسول و پيامبرى والا مقام! (51)
ما او را از طرف راست (كوه) طور فراخوانديم; و نجواكنان او را (به خود) نزديك ساختيم; (52)
و ما از رحمت خود، برادرش هارون را -كه پيامبر بود- به او بخشيديم. (53)
و در اين كتاب (آسمانى) از اسماعيل (نيز) ياد كن، كه او در وعدههايش صادق، و رسول و پيامبرى (بزرگ) بود! (54)
او همواره خانوادهاش را به نماز و زكات فرمان مىداد; و همواره مورد رضايت پروردگارش بود. (55)
و در اين كتاب، از ادريس (نيز) ياد كن، او بسيار راستگو و پيامبر (بزرگى) بود. (56)
و ما او را به مقام والايى رسانديم. (57)
آنها پيامبرانى بودند كه خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود، از فرزندان آدم، و از كسانى كه با نوح بر كشتى سوار كرديم، و از دودمان ابراهيم و يعقوب، و از كسانى كه هدايت كرديم و برگزيديم. آنها كسانى بودند كه وقتى آيات خداوند رحمان بر آنان خوانده مىشد به خاك مىافتادند، در حالى كه سجده مىكردند و گريان بودند. (58)
اما پس از آنان، فرزندان ناشايستهاى روى كار آمدند كه نماز را تباه كردند، و از شهوات پيروى نمودند; و بزودى (مجازات) گمراهى خود را خواهند ديد! (59)
مگر آنان كه توبه كنند، و ايمان بياورند، و كار شايسته انجام دهند; چنين كسانى داخل بهشت مىشوند، و كمترين ستمى به آنان نخواهد شد. (60)
وارد باغهايى جاودانى مىشوند كه خداوند رحمان بندگانش را به آن وعده داده است; هر چند آن را نديدهاند; مسلما وعده خدا تحقق يافتنى است! (61)
در آن جا هرگز گفتار لغو و بيهودهاى نمىشنوند; و جز سلام در آن جا سخنى نيست; و هر صبح و شام، روزى آنان در بهشت مقرر است. (62)
اين همان بهشتى است كه به بندگان پرهيزگار خود، به ارث مىدهيم. (63)
(پس از تاخير وحى، جبرئيل به پيامبر عرض كرد:) ما جز بفرمان پروردگار تو، نازل نمىشويم; آنچه پيش روى ما، و پشت سر ما، و آنچه ميان اين دو مىباشد، همه از آن اوست; و پروردگارت هرگز فراموشكار نبوده (و نيست)! (64)
همان پروردگار آسمانها و زمين، و آنچه ميان آن دو قرار دارد! او را پرستش كن; و در راه عبادتش شكيبا باش! آيا مثل و مانندى براى او مىيابى؟! (65)
انسان مىگويد: «آيا پس از مردن، زنده (از قبر) بيرون خواهم آمد؟!» (66)
آيا انسان به خاطر نمىآورد كه ما پيش از اين او را آفريديم در حالى كه چيزى نبود؟! (67)
سوگند به پروردگارت كه همه آنها را همراه با شياطين در قيامت جمع مىكنيم; سپس همه را -در حالى كه به زانو درآمدهاند- گرداگرد جهنم حاضر مىسازيم. (68)
سپس از هر گروه و جمعيتى، كسانى را كه در برابر خداوند رحمان از همه سركش تر بودهاند، جدا مىكنيم. (69)
بعد از آن، ما بخوبى از كسانى كه براى سوختن در آتش سزاوارترند، آگاهتريم! (70)
و همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم مىشويد; اين امرى است حتمى و قطعى بر پروردگارت! (71)
سپس آنها را كه تقوا پيشه كردند از آن رهايى مىبخشيم; و ظالمان را -در حالى كه (از ضعف و ذلت) به زانو درآمدهاند- در آن رها مىسازيم. (72)
و هنگامى كه آيات روشن ما بر آنان خوانده مىشود، كافران به مؤمنان مىگويند: «كدام يك از دو گروه ( ما و شما) جايگاهش بهتر، و جلسات انس و مشورتش زيباتر، و بخشش او بيشتر است؟ !» (73)
چه بسيار اقوامى را پيش از آنان نابود كرديم كه هم مال و ثروتشان از آنها بهتر بود، و هم ظاهرشان آراستهتر! (74)
بگو: «كسى كه در گمراهى است، بايد خداوند به او مهلت دهد تا زمانى كه وعده الهى را با چشم خود ببينند: يا عذاب (اين دنيا)، يا (عذاب) قيامت! (آن روز) خواهند دانست چه كسى جايش بدتر، و لشكرش ناتوانتر است!» (75)
(اما) كسانى كه در راه هدايت گام نهادند، خداوند بر هدايتشان مىافزايد; و آثار شايستهاى كه (از انسان) باقى مىماند، ثوابش در پيشگاه پروردگارت بهتر، و عاقبتش خوبتر است! (76)
آيا ديدى كسى را كه به آيات ما كافر شد، و گفت: «اموال و فرزندان فراوانى به من داده خواهد شد»؟! (77)
آيا او از غيب آگاه گشته، يا نزد خدا عهد و پيمانى گرفته است؟! (78)
هرگز چنين نيست! ما بزودى آنچه را مىگويد مىنويسيم و عذاب را بر او مستمر خواهيم داشت! (79)
آنچه را او مىگويد (از اموال و فرزندان)، از او به ارث مىبريم، و به صورت تنها نزد ما خواهد آمد! (80)
و آنان غير از خدا، معبودانى را براى خود برگزيدند تا مايه عزتشان باشد! (چه پندار خامى!) (81)
هرگز چنين نيست! به زودى (معبودها) منكر عبادت آنان خواهند شد; (بلكه) بر ضدشان قيام مىكنند! (82)
آيا نديدى كه ما شياطين را بسوى كافران فرستاديم تا آنان را شديدا تحريك كنند؟! (83)
پس درباره آنان شتاب مكن; ما آنها (و اعمالشان) را به دقت شماره ميكنيم! (84)
در آن روز كه پرهيزگاران را دسته جمعى بسوى خداوند رحمان (و پاداشهاى او) محشور مىكنيم... (85)
و مجرمان را (همچون شتران تشنهكامى كهبه سوى آبگاه مىروند) به جهنم مىرانيم... (86)
آنان هرگز مالك شفاعت نيستند; مگر كسى كه نزد خداوند رحمان، عهد و پيمانى دارد. (87)
و گفتند: «خداوند رحمان فرزندى براى خود برگزيده است». (88)
راستى مطلب زشت و زنندهاى گفتيد! (89)
نزديك است به خاطر اين سخن آسمانها از هم متلاشى گردد، و زمين شكافته شود، و كوهها بشدت فرو ريزد... (90)
از اين رو كه براى خداوند رحمان فرزندى قائل شدند! (91)
در حالى كه هرگز براى خداوند رحمان سزاوار نيست كه فرزندى برگزيند! (92)
تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، بنده اويند! (93)
خداوند همه آنها را احصا كرده، و به دقت شمرده است! (94)
و همگى روز رستاخيز، تك و تنها نزد او حاضر مىشوند! (95)
مسلما كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادهاند، خداوند رحمان محبتى براى آنان در دلها قرار مىدهد! (96)
و ما فقط آن ( قرآن) را بر زبان تو آسان ساختيم تا پرهيزگاران را بوسيله آن بشارت دهى، و دشمنان سرسخت را با آنان انذار كنى. (97)
چه بسيار اقوام (بىايمان و گنهكارى) را كه پيش از آنان هلاك كرديم; آيا احدى از آنها را احساس مىكنى؟! يا كمترين صدايى از آنان مىشنوى؟! (98)
سوره الطارق
|
سوره الطارق |
به نام خداوند بخشنده مهربان
سوگند به آسمان و كوبنده شب! (1)
و تو نمىدانى كوبنده شب چيست! (2)
همان ستاره درخشان و شكافنده تاريكيهاست! (3)
(به اين آيت بزرگ الهى سوگند) كه هر كس مراقب و محافظى دارد! (4)
انسان بايد بنگرد كه از چه چيز آفريده شده است! (5)
از يك آب جهنده آفريده شده است، (6)
آبى كه از ميان پشت و سينهها خارج مىشود! (7)
مسلما او ( خدائى كه انسان را از چنين چيز پستى آفريد) مىتواند او را بازگرداند! (8)
در آن روز كه اسرار نهان (انسان) آشكار ميشود، (9)
و براى او هيچ نيرو و ياورى نيست! (10)
سوگند به آسمان پرباران، (11)
و سوگند به زمين پرشكاف (كه گياهان از آن سر برمىآورند)، (12)
كه اين (قرآن) سخنى است كه حق را از باطل جدا مىكند، (13)
و هرگز شوخى نيست! (14)
آنها پيوسته حيله مىكنند، (15)
و من هم در برابر آنها چاره مىكنم! (16)
حال كه چنين است كافران را (فقط) اندكى مهلت ده (تا سزاى اعمالشان را ببينند)! (17)
سوره فصلت
|
سوره فصلت |
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
حم (1)
اين كتابى است كه از سوى خداوند رحمان و رحيم نازل شده است; (2)
كتابى كه آياتش هر مطلبى را در جاى خود بازگو كرده، در حالى كه فصيح و گوياست براى جمعيتى كه آگاهند! (3)
قرآنى كه بشارت دهنده و بيم دهنده است; ولى بيشتر آنان روى گردان شدند; از اين رو چيزى نمىشنوند! (4)
آنها گفتند: «قلبهاى ما نسبت به آنچه ما را به آن دعوت مىكنى در پوششهايى قرار گرفته و در گوشهاى ما سنگينى است، و ميان ما و تو حجابى وجود دارد; پس تو بدنبال عمل خود باش، ما هم براى خود عمل مىكنيم!» (5)
بگو: من فقط انسانى مثل شما هستم; اين حقيقت بر من وحى مىشود كه معبود شما معبودى يگانه است; پس تمام توجه خويش را به او كنيد و از وى آمرزش طلبيد; واى بر مشركان! (6)
همانها كه زكات را نمىپردازند، و آخرت را منكرند! (7)
اما كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادند، پاداشى دائمى دارند! (8)
بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براى او همانندهايى قرارمىدهيد؟! او پروردگار جهانيان است! (9)
او در زمين كوههاى استوارى قرار داد و بركاتى در آن آفريد و مواد غذايى آن را مقدر فرمود، - ينها همه در چهار روز بود- درست به اندازه نياز تقاضا كنندگان! (10)
سپس به آفرينش آسمان پرداخت، در حالى كه بصورت دود بود; به آن و به زمين دستور داد: سخللّهبه وجود آييد (و شكل گيريد)، خواه از روى اطاعت و خواه اكراه!» آنها گفتند: «ما از روى طاعت مىآييم (و شكل مىگيريم)!» (11)
در اين هنگام آنها را بصورت هفت آسمان در دو روز آفريد، و در هر آسمانى كار آن (آسمان) را وحى (و مقرر) فرمود، و آسمان پايين را با چراغهايى ( ستارگان) زينت بخشيديم، و (با شهابها از رخنه شياطين) حفظ كرديم، اين است تقدير خداوند توانا و دانا! (12)
اگر آنها روىگردان شوند، بگو: من شما را از صاعقهاى همانند صاعقه عاد و ثمود مىترسانم! (13)
در آن هنگام كه رسولان از پيش رو و پشت سر (و از هر سو) به سراغشان آمدند (و آنان را دعوت كردند) كه جز خدا را نپرستيد آنها گفتند: «اگر پروردگار ما مىخواست فرشتگانى نازل مىكرد; از اين رو ما به آنچه شما مبعوث به آن هستيد كافريم!» (14)
اما قوم عاد بناحق در زمين تكبر ورزيدند و گفتند: «چه كسى از ما نيرومندتر است؟!»آيا نمىدانستند خداوندى كه آنان را آفريده از آنها قويتر است؟ و (به خاطر اين پندار) پيوسته آيات ما را انكار مىكردند. (15)
سرانجام تندبادى شديد و هولانگيز و سرد و سخت در روزهايى شوم و پرغبار بر آنها فرستاديم تا عذاب خواركننده را در زندگى دنيا به آنها بچشانيم; و عذاب آخرت از آن هم خواركنندهتر است، و (از هيچ طرف) يارى نمىشوند! (16)
اما ثمود را هدايت كرديم، ولى آنها نابينايى را بر هدايت ترجيح دادند; به همين جهت صاعقه -آن عذاب خواركننده- به خاطر اعمالى كه انجام مىدادند آنها را فروگرفت! (17)
و كسانى را كه ايمان آوردند و پرهيزگار بودند نجات بخشيديم! (18)
به خاطر بياوريد روزى را كه دشمنان خدا را جمع كرده به سوى دوزخ مىبرند،و صفوف پيشين را نگه مىدارند (تا صفهاى بعد به آنها ملحق شوند!) (19)
وقتى به آن مىرسند، گوشها و چشمها و پوستهاى تنشان به آنچه مىكردند گواهى مىدهند. (20)
آنها به پوستهاى تنشان مىگويند: «چرا بر ضد ما گواهى داديد؟!» آنها جواب مىدهند: «همان خدايى كه هر موجودى را به نطق درآورده ما را گويا ساخته ; و او شما را نخستين بار آفريد، و بازگشتتان بسوى اوست! (21)
شما اگر گناهانتان را مخفى مىكرديد نه بخاطر اين بود كه از شهادت گوش و چشمها و پوستهاى تنتان بيم داشتيد، بلكه شما گمان مىكرديد كه خداوند بسيارى از اعمالى را كه انجام مىدهيد نمىداند! (22)
آرى اين گمان بدى بود كه درباره پروردگارتان داشتيد و همان موجب هلاكت شما گرديد، و سرانجام از زيانكاران شديد! (23)
اگر صبر كنند (يا نكنند، به هر حال) دوزخ جايگاه آنهاست; و اگر تقاضاى عفو كنند، مورد عفو قرار نمىگيرند! (24)
ما براى آنها همنشينانى (زشتسيرت) قرار داديم كه زشتيها را از پيش رو و پشت سر آنها در نظرشان جلوه دادند; و فرمان الهى در باره آنان تحقق يافت و به سرنوشت اقوام گمراهى از جن و انس كه قبل از آنها بودند گرفتار شدند; آنها مسلما زيانكار بودند! (25)
كافران گفتند: «گوش به اين قرآن فراندهيد; و به هنگام تلاوت آن جنجال كنيد، شايد پيروز شويد!» (26)
به يقين به كافران عذاب شديدى مىچشمانيم، و آنها را به بدترين اعمالى كه انجام مى دادند كيفر مىدهيم! (27)
اين آتش كيفر دشمنان خدا است، سراى جاويدشان در آن خواهد بود، كيفرى است بخاطر اينكه آيات ما را انكار مىكردند. (28)
كافران گفتند: «پروردگارا! آنهايى كه از جن و انس ما را گمراه كردند به ما نشان ده تا زير پاى خود نهيم (و لگدمالشان كنيم) تا از پست ترين مردم باشند!» (29)
به يقين كسانى كه گفتند: «پروردگار ما خداوند يگانه است!» سپس استقامت كردند، فرشتگان بر آنان نازل مىشوند كه: «نترسيد و غمگين مباشيد، و بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به شما وعده داده شده است! (30)
ما ياران و مددكاران شما در زندگى دنيا و آخرت هستيم; و براى شما هر چه دلتان بخواهد در بهشت فراهم است، و هر چه طلب كنيد به شما داده مىشود! (31)
اينها وسيله پذيرايى از سوى خداوند غفور و رحيم است!» (32)
چه كسى خوش گفتارتر است از آن كس كه دعوت به سوى خدا مىكند و عمل صالح انجام مىدهد و مىگويد: «من از مسلمانانم»؟! (33)
هرگز نيكى و بدى يكسان نيست; بدى را با نيكى دفع كن، ناگاه (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است، گويى دوستى گرم و صميمى است! (34)
اما جز كسانى كه داراى صبر و استقامتند به اين مقام نمىرسند، و جز كسانى كه بهره عظيمى (از ايمان و تقوا) دارند به آن نايل نمىگردند! (35)
و هرگاه وسوسههايى از شيطان متوجه تو گردد، از خدا پناه بخواه كه او شنوده و داناست! (36)
و از نشانههاى او، شب و روز و خورشيد و ماه است; براى خورشيد و ماه سجده نكنيد، براى خدايى كه آفريننده آنهاست سجده كنيد اگر مىخواهيد او را بپرستيد! (37)
و اگر (از عبادت پروردگار) تكبر كنند، كسانى كه نزد پروردگار تو هستند شب و روز براى او تسبيح مىگويند و خسته نمىشوند! (38)
و از آيات او اين است كه زمين را خشك (و بىجان) مىبينى، اما هنگامى كه آب (باران) بر آن مىفرستيم به جنبش درمىآيد و نمو مىكند; همان كسى كه آن را زنده كرد، مردگان را نيز زنده مىكند; او بر هر چيز تواناست! (39)
كسانى كه آيات ما را تحريف مىكنند بر ما پوشيده نخواهند بود! آيا كسى كه در آتش افكنده مىشود بهتر است يا كسى كه در نهايت امن و امان در قيامت به عرصه محشر مىآيد؟! هر كارى مىخواهيد بكنيد، او به آنچه انجام مىدهيد بيناست! (40)
كسانى كه به اين ذكر ( قرآن) هنگامى كه به سراغشان آمد كافر شدند (نيز بر ما مخفى نخواهد ماند)! و اين كتابى است قطعا شكست ناپذير... (41)
كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمىآيد; چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است! (42)
آنچه به ناروا درباره تو مىگويند همان است كه درباره پيامبران قبل از تو نيز گفته شده; پروردگار تو داراى مغفرت و (هم) داراى مجازات دردناكى است! (43)
هرگاه آن را قرآنى عجمى قرار مىداديم حتما مىگفتند: «چرا آياتش روشن نيست؟! قرآن عجمى از پيغمبرى عربى؟!» بگو: «اين (كتاب) براى كسانى كه ايمان آوردهاند هدايت و درمان است; ولى كسانى كه ايمان نمىآورند، در گوشهايشان سنگينى است و گويى نابينا هستند و آن را نمىبينند; آنها (همچون كسانى هستند كه گوئى) از راه دور صدا زده مىشوند!» (44)
ما به موسى كتاب آسمانى داديم; سپس در آن اختلاف شد; و اگر فرمانى از ناحيه پروردگارت در اين باره صادر نشده بود (كه بايد به آنان مهلت داد تا اتمام حجت شود)، در ميان آنها داورى مىشد (و به كيفر مىرسيدند); ولى آنها هنوز درباره آن شكى تهمتانگيز دارند! (45)
كسى كه عمل صالحى انجام دهد، سودش براى خود اوست; و هر كس بدى كند، به خويشتن بدى كرده است; و پروردگارت هرگز به بندگان ستم نمىكند! (46)
علم به قيامت (و لحظه وقوع آن) تنها به خدا بازمىگردد; هيچ ميوهاى از غلاف خود خارج نمىشود، و هيچ زنى باردار نمىگردد و وضع حمل نمىكند مگر به علم او; و آن روز كه آنها را ندا مىدهد (و مىگويد:) كجايند شريكانى كه براى من مىپنداشتيد؟! مىگويند: «(پروردگارا!) ما عرضه داشتيم كه هيچ گواهى بر گفته خود نداريم!» (47)
و همه معبودانى را كه قبلا مىخواندند محو و گم مىشوند; و مىدانند هيچ گريزگاهى ندارند! (48)
انسان هرگز از تقاضاى نيكى (و نعمت) خسته نمىشود; و هرگاه شر و بدى به او رسد، بسيار مايوس و نوميد مىگردد! (49)
و هرگاه او را رحمتى از سوى خود بعد از ناراحتى كه به او رسيده بچشانيم مىگويد: «اين بخاطر شايستگى و استحقاق من بوده، و گمان نمىكنم قيامت برپا شود; و (بفرض كه قيامتى باشد،) هرگاه بسوى پروردگارم بازگردانده شوم، براى من نزد او پاداشهاى نيك است. ما كافران را از اعمالى كه انجام دادهاند (بزودى) آگاه خواهيم كرد و از عذاب شديد به آنها مىچشانيم. (50)
و هرگاه به انسان (غافل و بىخبر) نعمت دهيم، روى مىگرداند و به حال تكبر از حق دور مىشود; ولى هرگاه مختصر ناراحتى به او رسد، تقاضاى فراوان و مستمر (براى بر طرف شدن آن) دارد! (51)
بگو: «به من خبر دهيد اگر اين قرآن از سوى خداوند باشد و شما به آن كافر شويد، چه كسى گمراهتر خواهد بود از كسى كه در مخالفت شديدى قرار دارد؟! (52)
به زودى نشانههاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مىدهيم تا براى آنان آشكار گردد كه او حق است; آيا كافى نيست كه پروردگارت بر همه چيز شاهد و گواه است؟ ! (53)
آگاه باشيد كه آنها از لقاى پروردگارشان در شك و ترديدند; و آگاه باشيد كه خداوند به همه چيز احاطه دارد! (54)
سوره الدخان
|
سوره الدخان |
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
حم (1)
سوگند به اين كتاب روشنگر، (2)
كه ما آن را در شبى پر بركت نازل كرديم; ما همواره انذاركننده بودهايم! (3)
در آن شب هر امرى بر اساس حكمت (الهى) تدبير و جدا مىگردد. (4)
(آرى، نزول قرآن) فرمانى بود از سوى ما; ما (محمد (ص) را) فرستاديم! (5)
اينها همه بخاطر رحمتى است از سوى پروردگارت، كه شنونده و داناست! (6)
(همان) پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست، اگر اهل يقين هستيد! (7)
هيچ معبودى جز او نيست; زنده مىكند و مىميراند; او پروردگار شما و پروردگار پدران نخستين شماست! (8)
ولى آنها در شكند و (با حقايق) بازى مىكنند. (9)
پس منتظر روزى باش كه آسمان دود آشكارى پديد آورد... (10)
كه همه مردم را فرامىگيرد; اين عذاب دردناكى است! (11)
(مىگويند:) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف كن كه ايمان مىآوريم. (12)
چگونه: و از كجا متذكر مىشوند با اينكه رسول روشنگر (با معجزات و منطق روشن) به سراغشان آمد! (13)
سپس از او روى گردان شدند و گفتند: «او تعليم يافتهاى ديوانه است!» (14)
ما عذاب را كمى برطرف مىسازيم، ولى باز به كارهاى خود بازمىگرديد! (15)
(ما از آنها انتقام مىگيريم) در آن روز كه آنها را با قدرت خواهيم گرفت; آرى ما انتقام گيرندهايم! (16)
ما پيش از اينها قوم فرعون را آزموديم و رسول بزرگوارى به سراغشان آمد، (17)
(و به آنان گفت: امور) بندگان خدا را به من واگذاريد كه من فرستاده امينى براى شما هستم! (18)
و در برابر خداوند تكبر نورزيد كه من براى شما دليل روشنى آوردهام! (19)
و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مىبرم از اينكه مرا متهم كنيد! (20)
و اگر به من ايمان نمىآوريد، از من كنارهگيرى كنيد (و مانع ايمان آوردن مردم نشويد)! (21)
(آنها هيچ يك از اين پندها را نپذيرفتند، و موسى) به پيشگاه پروردگارش عرضه داشت: اينها قومى مجرمند! (22)
(به او دستور داده شد:) بندگان مرا شبانه حركت ده كه شما تعقيب مىشويد! (23)
(هنگامى كه از دريا گذشتيد) دريا را آرام و گشاده بگذار (و بگذر) كه آنها لشكرى غرقشده خواهند بود! (24)
(سرانجام همگى نابود شدند و) چه بسيار باغها و چشمهها كه از خود به جاى گذاشتند، (25)
و زراعتهاو قصرهاى زيبا و گرانقيمت، (26)
و نعمتهاى فراوان ديگر كه در آن (غرق) بودند! (27)
اينچنين بود ماجراى آنان! و ما (اموال و حكومت) اينها را ميراث براى اقوام ديگرى قرار داديم! (28)
نه آسمان بر آنان گريست و نه زمين، و نه به آنها مهلتى داده شد! (29)
ما بنى اسرائيل را از عذاب ذلتبار رهايى بخشيديم; (30)
از فرعون كه مردى متكبر و از اسرافكاران بود! (31)
ما آنها را با علم (خويش) بر جهانيان برگزيديم و برترى داديم، (32)
و آياتى (از قدرت خويش) را به آنها داديم كه آزمايش آشكارى در آن بود (ولى آنان كفران كردند و مجازات شدند)! (33)
اينها ( مشركان) مىگويند: (34)
«مرگ ما جز همان مرگ اول نيست و هرگز برانگيخته نخواهيم شد! (35)
اگر راست مىگوييد پدران ما را (زنده كنيد و) بياوريد (تا گواهى دهند)!» (36)
آيا آنان بهترند يا قوم «تبع» و كسانى كه پيش از آنها بودند؟! ما آنان را هلاك كرديم، چرا كه مجرم بودند! (37)
ما آسمانها و زمين و آنچه را كه در ميان اين دو است به بازى (و بىهدف) نيافريديم! (38)
ما آن دو را جز بحق نيافريديم; ولى بيشتر آنان نمىدانند! (39)
روز جدايى (حق از باطل) وعدهگاه همه آنهاست! (40)
روزى كه هيچ دوستى كمترين كمكى به دوستش نمىكند، و از هيچسو يارى نمىشوند; (41)
مگر كسى كه خدا او را مورد رحمت قرار داده، چرا كه او عزيز و رحيم است! (42)
مسلما درخت زقوم... (43)
غذاى گنهكاران است، (44)
همانند فلز گداخته در شكمها مىجوشد; (45)
جوششى همچون آب سوزان! (46)
(آنگاه به ماموران دوزخ خطاب مىشود:) اين كافر مجرم را بگيريد و به ميان دوزخ پرتابش كنيد! (47)
سپس بر سر او از عذاب جوشان بريزيد! (48)
(به او گفته مىشود:) بچش كه (به پندار خود) بسيار قدرتمند و محترم بودى! (49)
اين همان چيزى است كه پيوسته در آن ترديد مىكرديد! (50)
(ولى) پرهيزگاران در جايگاه امنى قرار دارند، (51)
در ميان باغها و چشمهها; (52)
آنها لباسهايى از حرير نازك و ضخيم مىپوشند و در مقابل يكديگر مىنشينند; (53)
اينچنيناند بهشتيان; و آنها را با «حور العين» تزويج مىكنيم! (54)
آنها در آنجا هر نوع ميوهاى را بخواهند در اختيارشان قرارمىگيرد، و در نهايت امنيت به سر مىبرند! (55)
هرگز مرگى جز همان مرگ اول (كه در دنيا چشيدهاند) نخواهند چشيد، و خداوند آنها را از عذاب دوزخ حفظ مىكند; (56)
اين فضل و بخششى است از سوى پروردگارت، اين همان رستگارى بزرگ است! (57)
ما آن ( قرآن) را بر زبان تو آسان ساختيم، شايد آنان متذكر شوند! (58)
(اما اگر نپذيرفتند) منتظر باش، آنها نيز منتظرند (تو منتظر پيروزى الهى و آنها منتظر عذاب و شكست)! (59)
|
سوره النور |
به نام خداوند بخشنده و بخشايشگر
(اين) سورهاى است كه آن را فرو فرستاديم، و (عمل به آن را) واجب نموديم، و در آن آيات روشنى نازل كرديم، شايد شما متذكر شويد! (1)
هر يك از زن و مرد زناكار را صد تازيانه بزنيد; و نبايد رافت (و محبت كاذب) نسبت به آن دو شما را از اجراى حكم الهى مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد! و بايد گروهى از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده كنند! (2)
مرد زناكار جز با زن زناكار يا مشرك ازدواج نمىكند; و زن زناكار را، جز مرد زناكار يا مشرك، به ازدواج خود درنمىآورد; و اين كار بر مؤمنان حرام شده است! (3)
و كسانى كه آنان پاكدامن را متهم مىكنند، سپس چهار شاهد (بر مدعاى خود) نمىآورند ، آنها را هشتاد تازيانه بزنيد و شهادتشان را هرگز نپذيريد; و آنها همان فاسقانند! (4)
مگر كسانى كه بعد از آن توبه كنند و جبران نمايند (كه خداوند آنها را مىبخشد) زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است. (5)
و كسانى كه همسران خود را (به عمل منافى عفت) متهم مىكنند، و گواهانى جز خودشان ندارند، هر يك از آنها بايد چهار مرتبه به نام خدا شهادت دهد كه از راستگويان است; (6)
و در پنجمين بار بگويد كه لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگويان باشد. (7)
آن زن نيز مىتواند كيفر (زنا) را از خود دور كند، به اين طريق كه چهار بار خدا را به شهادت طلبد كه آن مرد (در اين نسبتى كه به او مىدهد) از دروغگويان است. (8)
و بار پنجم بگويد كه غضب خدا بر او باد اگر آن مرد از راستگويان باشد. (9)
و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نبود و اينكه او توبهپذير و حكيم است (بسيارى از شما گرفتار مجازات سخت الهى مىشديد)! (10)
مسلما كسانى كه آن تهمت عظيم را عنوان كردند گروهى (متشكل و توطئهگر) از شما بودند; اما گمان نكنيد اين ماجرا براى شما بد است، بلكه خير شما در آن است; آنها هر كدام سهم خود را از اين گناهى كه مرتكب شدند دارند; و از آنان كسى كه بخش مهم آن را بر عهده داشت عذاب عظيمى براى اوست! (11)
چرا هنگامى كه اين (تهمت) را شنيديد، مردان و زنان با ايمان نسبت به خود (و كسى كه همچون خود آنها بود) گمان خير نبردند و نگفتند اين دروغى بزرگ و آشكار است؟! (12)
چرا چهار شاهد براى آن نياوردند؟! اكنون كه اين گواهان را نياوردند، آنان در پيشگاه خدا دروغگويانند! (13)
و اگر فضل و رحمت الهى در دنيا و آخرت شامل شما نمىشد، بخاطر اين گناهى كه كرديد عذاب سختى به شما مىرسيد! (14)
به خاطر بياوريد زمانى را كه اين شايعه را از زبان يكديگر مىگرفتيد، و با دهان خود سخنى مىگفتيد كه به آن يقين نداشتيد; و آن را كوچك مىپنداشتيد در حالى كه نزد خدا بزرگ است! (15)
چرا هنگامى كه آن را شنيديد نگفتيد: «ما حق نداريم كه به اين سخن تكلم كنيم; خداوندا منزهى تو، اين بهتان بزرگى است»؟! (16)
خداوند شما را اندرز مىدهد كه هرگز چنين كارى را تكرار نكنيد اگر ايمان داريد! (17)
و خداوند آيات را براى شما بيان مىكند، و خدا دانا و حكيم است. (18)
كسانى كه دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكى براى آنان در دنيا و آخرت است; و خداوند مىداند و شما نمىدانيد! (19)
و اگر فضل و رحمت الهى شامل حال شما نبود و اينكه خدا مهربان و رحيم است (مجازات سختى دامانتان را مىگرفت)! (20)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از گامهاى شيطان پيروى نكنيد! هر كس پيرو شيطان شود (گمراهش مىسازد، زيرا) او به فحشا و منكر فرمان مىدهد! و اگر فضل و رحمت الهى بر شمانبود، هرگز احدى از شما پاك نمىشد; ولى خداوند هر كه را بخواهد تزكيه مىكند، و خدا شنوا و داناست! (21)
آنها كه از ميان شما داراى برترى (مالى) و وسعت زندگى هستند نبايد سوگند ياد كنند كه از انفاق نسبت به نزديكان و مستمندان و مهاجران در راه خدا دريغ نمايند; آنها بايد عفو كنند و چشم بپوشند; آيا دوست نمىداريد خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است! (22)
كسانى كه زنان پاكدامن و بىخبر (از هرگونه آلودگى) و مؤمن را متهم مىسازند، در دنيا و آخرت از رحمت الهى بدورند و عذاب بزرگى براى آنهاست. (23)
در آن روز زبانها و دستها و پاهايشان بر ضد آنها به اعمالى كه مرتكب مىشدند گواهى مىدهد! (24)
آن روز، خداوند جزاى واقعى آنان را بىكم و كاست مىدهد; و مىدانند كه خداوند حق آشكار است! (25)
زنان ناپاك از آن مردان ناپاكند، و مردان ناپاك نيز به زنان ناپاك تعلق دارند; و زنان پاك از آن مردان پاك، و مردان پاك از آن زنان پاكند! اينان از نسبتهاى ناروايى كه (ناپاكان) به آنان مىدهند مبرا هستند; و براى آنان آمرزش (الهى) و روزى پرارزشى است! (26)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! در خانههايى غير از خانه خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد; اين براى شما بهتر است; شايد متذكر شويد! (27)
و اگر كسى را در آن نيافتيد، وارد نشويد تا به شما اجازه داده شود; و اگر گفته شد: «بازگرديد! سذللّه بازگرديد; اين براى شما پاكيزهتر است; و خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است! (28)
(ولى) گناهى بر شما نيست كه وارد خانههاى غير مسكونى بشويد كه در آن متاعى متعلق به شما وجود دارد; و خدا آنچه را آشكار مىكنيد و آنچه را پنهان مىداريد، مىداند! (29)
به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند، و عفاف خود را حفظ كنند; اين براى آنان پاكيزهتر است; خداوند از آنچه انجام مىدهيد آگاه است! (30)
و به آنان با ايمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوسآلود) فروگيرند، و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را -جز آن مقدار كه نمايان است- آشكار ننمايند و (اطراف) روسرىهاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود)، و زينت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهرانشان، يا پدرانشان، يا پدر شوهرانشان، يا پسرانشان، يا پسران همسرانشان، يا برادرانشان، يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان همكيششان، يا بردگانشان (كنيزانشان)، يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند، يا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند; و هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود (و صداى خلخال كه برپا دارند به گوش رسد). و همگى بسوى خدا بازگرديد اى مؤمنان، تا رستگار شويد! (31)
مردان و زنان بىهمسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را; اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بىنياز مىسازد; خداوند گشايشدهنده و آگاه است! (32)
و كسانى كه امكانى براى ازدواج نمىيابند، بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بىنياز گرداند! و آن بردگانتان كه خواستار مكاتبه (قرار داد مخصوص براى آزاد شدن) هستند، با آنان قرار داد ببنديد اگر رشد و صلاح در آنان احساس مىكنيد (كه بعد از آزادى، توانايى زندگى مستقل را دارند); و چيزى از مال خدا را كه به شما داده است به آنان بدهيد! و كنيزان خود را براى دستيابى متاع ناپايدار زندگى دنيا مجبور به خود فروشى نكنيد اگر خودشان مىخواهند پاك بمانند! و هر كس آنهارا (بر اين كار) اجبار كند، (سپس پشيمان گردد، ) خداوند بعد از اين اجبار آنها غفور و رحيم است! (توبه كنيد و بازگرديد، تا خدا شما را ببخشد! ) (33)
ما بر شما آياتى فرستاديم كه حقايق بسيارى را تبيين مىكند، و اخبارى از كسانى كه پيش از شما بودند، و موعظه و اندرزى براى پرهيزگاران! (34)
خداوند نور آسمانها و زمين است; مثل نور خداوند همانند چراغدانى است كه در آن چراغى (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابى قرار گيرد، حبابى شفاف و درخشنده همچون يك ستاره فروزان، اين چراغ با روغنى افروخته مىشود كه از درخت پربركت زيتونى گرفته شده كه نه شرقى است و نه غربى; (روغنش آنچنان صاف و خالص است كه) نزديك است بدون تماس با آتش شعلهور شود; نورى است بر فراز نورى; و خدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مىكند، و خداوند به هر چيزى داناست. (35)
(اين چراغ پرفروغ) در خانههايى قرار دارد كه خداوند اذن فرموده ديوارهاى آن را بالا برند (تا از دستبرد شياطين و هوسبازان در امان باشد); خانههايى كه نام خدا در آنها برده مىشود، و صبح و شام در آنها تسبيح او مىگويند... (36)
مردانى كه نه تجارت و نه معاملهاى آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و اداى زكات غافل نمىكند; آنها از روزى مىترسند كه در آن، دلها و چشمها زير و رو مىشود. (37)
(آنها به سراغ اين كارها مىروند) تا خداوند آنان را به بهترين اعمالى كه انجام دادهاند پاداش دهد، و از فضل خود بر پاداششان بيفزايد; و خداوند به هر كس بخواهد بى حساب روزى مىدهد (و از مواهب بىانتهاى خويش بهرهمند مىسازد). (38)
كسانى كه كافر شدند، اعمالشان همچون سرابى است در يك كوير كه انسان تشنه از دور آن را آب مىپندارد; اما هنگامى كه به سراغ آن مىآيد چيزى نمىيابد، و خدا را نزد آن مىيابد كه حساب او را بطور كامل مىدهد; و خداوند سريع الحساب است! (39)
يا همچون ظلماتى در يك درياى عميق و پهناور كه موج آن را پوشانده، و بر فراز آن موج ديگرى، و بر فراز آن ابرى تاريك است; ظلمتهايى است يكى بر فراز ديگرى، آن گونه كه هر گاه دست خود را خارج كند ممكن نيست آن را ببيند! و كسى كه خدا نورى براى او قرار نداده، نورى براى او نيست! (40)
آيا نديدى تمام آنان كه در آسمانها و زمينند براى خدا تسبيح مىكنند، و همچنين پرندگان به هنگامى كه بر فراز آسمان بال گستردهاند؟! هر يك از آنها نماز و تسبيح خود را مىداند; و خداوند به آنچه انجام ميدهند داناست! (41)
و از براى خداست حكومت و مالكيت آسمانها و زمين; و بازگشت (تمامى موجودات) بسوى اوست! (42)
آيا نديدى كه خداوند ابرهايى را به آرامى مىراند، سپس ميان آنها پيوند مىدهد، و بعد آن را متراكم مىسازد؟! در اين حال، دانههاى باران را مىبينى كه از لابهلاى آن خارج مىشود; و از آسمان -از كوههايى كه در آن است (ابرهايى كه همچون كوهها انباشته شدهاند)- دانههاى تگرگ نازل مىكند، و هر كس را بخواهد بوسيله آن زيان مىرساند، و از هر كس بخواهد اين زيان را برطرف مىكند; نزديك است درخشندگى برق آن (ابرها) چشمها را ببرد! (43)
خداوند شب و روز را دگرگون مىسازد; در اين عبرتى است براى صاحبان بصيرت! (44)
و خداوند هر جنبندهاى را از آبى آفريد; گروهى از آنها بر شكم خود راه مىروند، و گروهى بر دو پاى خود، و گروهى بر چهار پا راه مىروند; خداوند هر چه را بخواهد مىآفريند، زيرا خدا بر همه چيز تواناست! (45)
ما آيات روشنگرى نازل كرديم; و خدا هر كه را بخواهد به صراط مستقيم هدايت مىكند! (46)
آنها مىگويند: «به خدا و پيامبر ايمان داريم و اطاعت مىكنيم!» ولى بعد از اين ادعا، گروهى از آنان رويگردان مىشوند; آنها (در حقيقت) مؤمن نيستند! (47)
و هنگامى كه از آنان دعوت شود كه بسوى خدا و پيامبرش بيايند تا در ميانشان داورى كند، ناگهان گروهى از آنان رويگردان مىشوند! (48)
ولى اگر حق داشته باشند (و داورى به نفع آنان شود) با سرعت و تسليم بسوى او مىآيند! (49)
آيا در دلهاى آنان بيمارى است، يا شك و ترديد دارند، يا مىترسند خدا و رسولش بر آنان ستم كنند؟! نه، بلكه آنها خودشان ستمگرند! (50)
سخن مؤمنان، هنگامى كه بسوى خدا و رسولش دعوت شوند تا ميان آنان داورى كند، تنها اين است كه مىگويند: «شنيديم و اطاعت كرديم!» و اينها همان رستگاران واقعى هستند. (51)
و هر كس خدا و پيامبرش را اطاعت كند، و از خدا بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهيزد، چنين كسانى همان پيروزمندان واقعى هستند! (52)
آنها با نهايت تاكيد سوگند ياد كردند كه اگر به آنان فرمان دهى، (از خانه و اموال خود) بيرون مىروند (و جان را در طبق اخلاص گذارده تقديم مىكنند); بگو: «سوگند ياد نكنيد; شما طاعت خالصانه نشان دهيد كه خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است!» (53)
بگو: «خدا را اطاعت كنيد، و از پيامبرش فرمان بريد! و اگر سرپيچى نماييد، پيامبر مسؤول اعمال خويش است و شما مسؤول اعمال خود! اما اگر از او اطاعت كنيد، هدايت خواهيد شد; و بر پيامبر چيزى جز رساندن آشكار نيست!» (54)
خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادهاند وعده مىدهد كه قطعا آنان را حكمران روى زمين خواهد كرد، همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روى زمين را بخشيد; و دين و آيينى را كه براى آنان پسنديده، پابرجا و ريشهدار خواهد ساخت; و ترسشان را به امنيت و آرامش مبدل مىكند، آنچنان كه تنها مرا مى پرستند و چيزى را شريك من نخواهند ساخت. و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند. (55)
و نماز را برپا داريد، و زكات را بدهيد، و رسول (خدا) را اطاعت كنيد تا مشمول رحمت (او) شويد. (56)
گمان مبر كافران مىتوانند از چنگال مجازات الهى در زمين فرار كنند! جايگاه آنان آتش است، و چه بد جايگاهى است! (57)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! بردگان شما، و همچنين كودكانتان كه به حد بلوغ نرسيدهاند، در سه وقت بايد از شما اجازه بگيرند: پيش از نماز صبح، و نيمروز هنگامى كه لباسهاى (معمولى) خود را بيرون مىآوريد، و بعد از نماز عشا; اين سه وقت خصوصى براى شماست; اما بعد از اين سه وقت، گناهى بر شما و بر آنان نيست (كه بدون اذن وارد شوند) و بر گرد يكديگر بگرديد (و با صفا و صميميت به يكديگر خدمت نماييد). اين گونه خداوند آيات را براى شما بيان مىكند، و خداوند دانا و حكيم است! (58)
و هنگامى كه اطفال شما به سن بلوغ رسند بايد اجازه بگيرند، همان گونه كه اشخاصى كه پيش از آنان بودند اجازه مىگرفتند; اينچنين خداوند آياتش را براى شما بيان مىكند، و خدا دانا و حكيم است! (59)
و زنان از كارافتادهاى كه اميد به ازدواج ندارند، گناهى بر آنان نيست كه لباسهاى (رويين) خود را بر زمين بگذارند، بشرط اينكه در برابر مردم خودآرايى نكنند; و اگر خود را بپوشانند براى آنان بهتر است; و خداوند شنوا و داناست. (60)
بر نابينا و افراد لنگ و بيمار گناهى نيست (كه با شما هم غذا شوند)، و بر شما نيز گناهى نيست كه از خانههاى خودتان (خانههاى فرزندان يا همسرانتان كه خانه خود شما محسوب مىشود بدون اجازه خاصى) غذا بخوريد; و همچنين خانههاى پدرانتان، يا خانههاى مادرانتان، يا خانههاى برادرانتان،يا خانههاى خواهرانتان، يا خانههاى عموهايتان، يا خانههاى عمههايتان، يا خانههاى داييهايتان، يا خانههاى خالههايتان، يا خانهاى كه كليدش در اختيار شماست، يا خانههاى دوستانتان، بر شما گناهى نيست كه بطور دستهجمعى يا جداگانه غذا بخوريد; و هنگامى كه داخل خانهاى شديد، بر خويشتن سلام كنيد، سلام و تحيتى از سوى خداوند، سلامى پربركت و پاكيزه! اين گونه خداوند آيات را براى شما روشن مىكند، باشد كه بينديشيد! (61)
مؤمنان واقعى كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آوردهاند و هنگامى كه در كار مهمى با او باشند، بىاجازه او جايى نمىروند; كسانى كه از تو اجازه مىگيرند، براستى به خدا و پيامبرش ايمان آوردهاند! در اين صورت، هر گاه براى بعضى كارهاى مهم خود از تو اجازه بخواهند، به هر يك از آنان كه مىخواهى (و صلاح مىبينى) اجازه ده، و برايشان از خدا آمرزش بخواه كه خداوند آمرزنده و مهربان است! (62)
صدا كردن پيامبر را در ميان خود، مانند صدا كردن يكديگر قرار ندهى; خداوند كسانى از شما را كه پشت سر ديگران پنهان مىشوند، و يكى پس از ديگرى فرار مىكنند مىداند! پس آنان كه فرمان او را مخالفت مىكنند، بايد بترسند از اينكه فتنهاى دامنشان را بگيرد، يا عذابى دردناك به آنها برسد! (63)
آگاه باشيد كه براى خداست آنچه در آسمانها و زمين است; او مىداند آنچه را كه شما بر آن هستيد، و (مىداند) روزى را كه بسوى او بازمىگردند; و (در آن روز) آنها را از اعمالى كه انجام دادند آگاه مىسازد; و خداوند به هر چيزى داناست! (64)
سوره القیامه
|
سوره القیامه |
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
سوگند به روز قيامت، (1)
و سوگند به (نفس لوامه و) وجدان بيدار و ملامتگر (كه رستاخيز حق است)! (2)
آيا انسان مىپندارد كه هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهيم كرد؟! (3)
آرى قادريم كه (حتى خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتب كنيم! (4)
(انسان شك در معاد ندارد) بلكه او مىخواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت) در تمام عمر گناه كند! (5)
(از اين رو) مىپرسد: «قيامت كى خواهد بود»! (6)
(بگو:) در آن هنگام كه چشمها از شدت وحشت به گردش درآيد، (7)
و ماه بىنور گردد، (8)
و خورشيد و ماه يك جا جمع شوند، (9)
آن روز انسان مىگويد: «راه فرار كجاست؟!» (10)
هرگز چنين نيست، راه فرار و پناهگاهى وجود ندارد! (11)
آن روز قرارگاه نهايى تنها بسوى پروردگار تو است; (12)
و در آن روز انسان را از تمام كارهايى كه از پيش يا پس فرستاده آگاه مىكنند! (13)
بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است، (14)
هر چند (در ظاهر) براى خود عذرهايى بتراشد! (15)
زبانت را بخاطر عجله براى خواندن آن ( قرآن) حركت مده، (16)
چرا كه جمعكردن و خواندن آن بر عهده ماست! (17)
پس هر گاه آن را خوانديم، از خواندن آن پيروى كن! (18)
سپس بيان و (توضيح) آن (نيز) بر عهده ماست! (19)
چنين نيست كه شما مىپنداريد (و دلايل معاد را كافى نمىدانيد); بلكه شما دنياى زودگذر را دوست داريد (و هوسرانى بىقيد و شرط را)! (20)
و آخرت را رها مىكنيد! (21)
(آرى) در آن روز صورتهايى شاداب و مسرور است، (22)
و به پروردگارش مىنگرد! (23)
و در آن روز صورتهايى عبوس و در هم كشيده است، (24)
زيرا مىداند عذابى در پيش دارد كه پشت را در هم مىشكند! (25)
چنين نيست (كه انسان مىپندارد! او ايمان نمىآورد) تا موقعى كه جان به گلوگاهش رسد، (26)
و گفته شود: «آيا كسى هست كه (اين بيمار را از مرگ) نجات دهد؟!» (27)
و به جدائى از دنيا يقين پيدا كند، (28)
و ساق پاها (از سختى جاندادن) به هم بپيچد! (29)
(آرى) در آن روز مسير همه بسوى (دادگاه) پروردگارت خواهد بود! (30)
(در آن روز گفته مىشود:) او هرگز ايمان نياورد و نماز نخواند، (31)
بلكه تكذيب كرد و روىگردان شد، (32)
سپس بسوى خانواده خود بازگشت در حالى كه متكبرانه قدم برمىداشت! (33)
(با اين اعمال) عذاب الهى براى تو شايستهتر است، شايستهتر! (34)
سپس عذاب الهى براى تو شايستهتر است، شايستهتر! (35)
آيا انسان گمان مىكند بىهدف رها مىشود؟! (36)
آيا او نطفهاى از منى كه در رحم ريخته مىشود نبود؟! (37)
سپس بصورت خون بسته در آمد، و خداوند او را آفريد و موزون ساخت، (38)
و از او دو زوج مرد و زن آفريد! (39)
آيا چنين كسى قادر نيست كه مردگان را زنده كند؟! (40)
سوره النجم
|
سوره النجم |
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
سوگند به ستاره هنگامى كه افول مىكند، (1)
كه هرگز دوست شما ( محمد «ص») منحرف نشده و مقصد را گم نكرده است، (2)
و هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد! (3)
آنچه مىگويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست! (4)
آن كس كه قدرت عظيمى دارد ( جبرئيل امين) او را تعليم داده است; (5)
همان كس كه توانايى فوق العاده دارد; او سلطه يافت... (6)
در حالى كه در افق اعلى قرار داشت! (7)
سپس نزديكتر و نزديكتر شد... (8)
تا آنكه فاصله او (با پيامبر) به اندازه فاصله دو كمان يا كمتر بود; (9)
در اينجا خداوند آنچه را وحى كردنى بود به بندهاش وحى نمود. (10)
قلب (پاك او) در آنچه ديد هرگز دروغ نگفت. (11)
آيا با او درباره آنچه (با چشم خود) ديده مجادله مىكنيد؟! (12)
و بار ديگر نيز او را مشاهده كرد، (13)
نزد «سدرة المنتهى»، (14)
كه «جنت الماوى» در آنجاست! (15)
در آن هنگام كه چيزى ( نور خيرهكنندهاى) سدرة المنتهى را پوشانده بود، (16)
به من خبر دهيد آيا بتهاى «لات» و «عزى»... (19)
و «منات» كه سومين آنهاست (دختران خدا هستند)؟! (20)
آيا سهم شما پسر است و سهم او دختر؟! (در حالى كه بزعم شما دختران كم ارزشترند!) (21)
در اين صورت اين تقسيمى ناعادلانه است! (22)
اينها فقط نامهايى است كه شما و پدرانتان بر آنها گذاشتهايد (نامهايى بىمحتوا و اسمهايى بى مسما)، و هرگز خداوند دليل و حجتى بر آن نازل نكرده; آنان فقط از گمانهاى بىاساس و هواى نفس پيروى مىكنند در حالى كه هدايت از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است! (23)
يا آنچه انسان تمنا دارد به آن مىرسد؟! (24)
در حالى كه آخرت و دنيا از آن خداست! (25)
و چه بسيار فرشتگان آسمانها كه شفاعت آنها سودى نمىبخشد مگر پس از آنكه خدا براى هر كس بخواهد و راضى باشد اجازه (شفاعت) دهد! (26)
كسانى كه به آخرت ايمان ندارند، فرشتگان را دختر (خدا) نامگذارى مىكنند! (27)
آنها هرگز به اين سخن دانشى ندارند، تنها از گمان بىپايه پيروى مىكنند با اينكه «گمان» هرگز انسان را از حق بىنياز نمىكند!(28)
حال كه چنين است از كسى كه از ياد ما روى مىگرداند و جز زندگى مادى دنيا را نمىطلبد، اعراض كن! (29)
اين آخرين حد آگاهى آنهاست; پروردگار تو كسانى را كه از راه او گمراه شدهاند بهتر مىشناسد، و (همچنين) هدايتيافتگان را از همه بهتر مىشناسد! (30)
و براى خداست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است تا بدكاران را به كيفر كارهاى بدشان برساند و نيكوكاران را در برابر اعمال نيكشان پاداش دهد! (31)
همانها كه از گناهان بزرگ و اعمال زشت دورى مىكنند، جز گناهان صغيره (كه گاه آلوده آن مىشوند); آمرزش پروردگار تو گسترده است; او نسبت به شما از همه آگاهتر است از آن هنگام كه شما را از زمين آفريد و در آن موقع كه بصورت جنينهايى در شكم مادرانتان بوديد; پس خودستايى نكنيد، او پرهيزگاران را بهتر مىشناسد! (32)
آيا ديدى آن كس را كه (از اسلام -يا انفاق-) روى گردان شد؟! (33)
و كمى عطا كرد، و از بيشتر امساك نمود! (34)
آيا نزد او علم غيب است و مىبيند (كه ديگران مىتوانند گناهان او را بر دوش گيرند)؟! (35)
يا از آنچه در كتب موسى نازل گرديده با خبر نشده است؟! (36)
و در كتب ابراهيم، همان كسى كه وظيفه خود را بطور كامل ادا كرد، (37)
كه هيچ كس بار گناه ديگرى را بر دوش نمىگيرد، (38)
و اينكه براى انسان بهرهاى جز سعى و كوشش او نيست، (39)
و اينكه تلاش او بزودى ديده مىشود، (40)
سپس به او جزاى كافى داده خواهد شد! (41)
(و آيا از كتب پيشين انبيا به او نرسيده است) كه همه امور به پروردگارت منتهى مىگردد؟! (42)
و اينكه اوست كه خنداند و گرياند، (43)
و اوست كه ميراند و زنده كرد، (44)
و اوست كه دو زوج نر و ماده را آفريد... (45)
از نطفهاى هنگامى كه خارج مىشود (و در رحم مىريزد)، (46)
و اينكه بر خداست ايجاد عالم ديگر (تا عدالت اجرا گردد)، (47)
و اينكه اوست كه بىنياز كرد و سرمايه باقى بخشيد، (48)
و اينكه اوست پروردگار ستاره «شعرا»! (49)
(و آيا به انسان نرسيده است كه در كتب انبياى پيشين آمده) كه خداوند قوم «عاد نخستين سذللّه را هلاك كرد؟! (50)
و همچنين قوم «ثمود» را، و كسى از آنان را باقى نگذارد! (51)
و نيز قوم نوح را پيش از آنها، چرا كه آنان از همه ظالمتر و طغيانگرتر بودند! (52)
و نيز شهرهاى زير و رو شده (قوم لوط) را فرو كوبيد، (53)
سپس آنها را با عذاب سنگين پوشانيد! (54)
(بگو:) در كدام يك از نعمتهاى پروردگارت ترديد دارى؟! (55)
اين (پيامبر) بيمدهندهاى از بيمدهندگان پيشين است! (56)
آنچه بايد نزديك شود، نزديك شده است (و قيامت فرامىرسد)، (57)
و هيچ كس جز خدا نمىتواند سختيهاى آن را برطرف سازد! (58)
آيا از اين سخن تعجب مىكنيد، (59)
و مىخنديد و نمىگرييد، (60)
و پيوسته در غفلت و هوسرانى به سر مىبريد؟! (61)
حال كه چنين است همه براى خدا سجده كنيد و او را بپرستيد! (62)
سوره الحجرات
|
سوره الحجرات |
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! چيزى را بر خدا و رسولش مقدم نشمريد (و پيشى مگيريد)، و تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند شنوا و داناست! (1)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! صداى خود را فراتر از صداى پيامبر نكنيد، و در برابر او بلند سخن مگوييد (و داد و فرياد نزنيد) آن گونه كه بعضى از شما در برابر بعضى بلند صدا مىكنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالى كه نمىدانيد! (2)
آنها كه صداى خود را نزد رسول خدا كوتاه مىكنند همان كسانى هستند كه خداوند دلهايشان را براى تقوا خالص نموده، و براى آنان آمرزش و پاداش عظيمى است! (3)
(ولى) كسانى كه تو را از پشت حجرهها بلند صدا مىزنند، بيشترشان نمىفهمند! (4)
اگر آنها صبر مىكردند تا خود به سراغشان آيى، براى آنان بهتر بود; و خداوند آمرزنده و رحيم است! (5)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد، درباره آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد و از كرده خود پشيمان شويد! (6)
و بدانيد رسول خدا در ميان شماست; هرگاه در بسيارى از كارها از شما اطاعت كند، به مشقت خواهيد افتاد; ولى خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهايتان زينت بخشيده، و (به عكس) كفر و فسق و گناه را منفورتان قرار داده است; كسانى كه داراى اين صفاتند هدايت يافتگانند! (7)
(و اين براى شما بعنوان) فضل و نعمتى از سوى خداست; و خداوند دانا و حكيم است.! (8)
و هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، آنها را آشتى دهيد; و اگر يكى از آن دو بر ديگرى تجاوز كند، با گروه متجاوز پيكار كنيد تا به فرمان خدا بازگردد; و هرگاه بازگشت (و زمينه صلح فراهم شد)، در ميان آن دو به عدالت صلح برقرار سازيد; و عدالت پيشه كنيد كه خداوند عدالت پيشگان را دوست مىدارد. (9)
مؤمنان برادر يكديگرند; پس دو برادر خود را صلح و آشتى دهيد و تقواى الهى پيشه كنيد، باشد كه مشمول رحمت او شويد! (10)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند; و نه زنانى زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند; و يكديگر را مورد طعن و عيبجويى قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسى پس از ايمان نام كفرآميز بگذاريد; و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند! (11)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمانها گناه است; و هرگز (در كار ديگران) تجسس نكنيد; و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر كراهت داريد; تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبهپذير و مهربان است! (12)
اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد; (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست; خداوند دانا و آگاه است! (13)
عربهاى باديهنشين گفتند: «ايمان آوردهايم» بگو: «شما ايمان نياوردهايد، ولى بگوييد اسلام آوردهايم، اما هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش اطاعت كنيد، چيزى از پاداش كارهاى شما را فروگذار نمىكند، خداوند، آمرزنده مهربان است.» (14)
مؤمنان واقعى تنها كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آوردهاند، سپس هرگز شك و ترديدى به خود راه نداده و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كردهاند;آنها راستگويانند. (15)
بگو: «آيا خدا را از ايمان خود با خبر مىسازيد؟! او تمام آنچه را در آسمانها و زمين است مىداند; و خداوند از همه چيز آگاه است!» (16)
آنها بر تو منت مىنهند كه اسلام آوردهاند; بگو: «اسلام آوردن خود را بر من منت نگذاريد، بلكه خداوند بر شما منت مىنهد كه شما را به سوى ايمان هدايت كرده است، اگر (در ادعاى ايمان) راستگو هستيد! (17)
خداوند غيبت آسمانها و زمين را مىداند و نسبت به آنچه انجام مىدهيد بيناست!» (18)
سوره الغاشیه
|
سوره الغاشیه |
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
آيا داستان غاشيه ( روز قيامت كه حوادث وحشتناكش همه را مىپوشاند) به تو رسيده است؟! (1)
چهرههايى در آن روز خاشع و ذلتبارند، (2)
آنها كه پيوسته عمل كرده و خسته شدهاند (و نتيجهاى عايدشان نشده است)، (3)
و در آتش سوزان وارد مىگردند; (4)
از چشمهاى بسيار داغ به آنان مىنوشانند; (5)
غذائى جز از ضريع ( خار خشك تلخ و بدبو) ندارند; (6)
غذايى كه نه آنها را فربه مىكند و نه از گرسنگى مىرهاند! (7)
چهرههايى در آن روز شاداب و باطراوتند، (8)
و از سعى و تلاش خود خشنودند، (9)
در بهشتى عالى جاى دارند، (10)
كه در آن هيچ سخن لغو و بيهودهاى نمىشنوند! (11)
در آن چشمهاى جارى است، (12)
در آن تختهاى زيباى بلندى است، (13)
و قدحهايى (كه در كنار اين چشمه) نهاده، (14)
و بالشها و پشتيهاى صفداده شده، (15)
و فرشهاى فاخر گسترده! (16)
آيا آنان به شتر نمىنگرند كه چگونه آفريده شده است؟! (17)
و به آسمان نگاه نمىكنند كه چگونه برافراشته شده؟! (18)
و به كوهها كه چگونه در جاى خود نصب گرديده! (19)
و به زمين كه چگونه گسترده و هموار گشته است؟! (20)
پس تذكر ده كه تو فقط تذكر دهندهاى! (21)
تو سلطهگر بر آنان نيستى كه (بر ايمان) مجبورشان كنى، (22)
مگر كسى كه پشت كند و كافر شود، (23)
كه خداوند او را به عذاب بزرگ مجازات مىكند! (24)
به يقين بازگشت (همه) آنان به سوى ماست، (25)
و مسلما حسابشان (نيز) با ماست! (26)
سوره التغابن
|
سوره التغابن |
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است براى خدا تسبيح مىگويند; مالكيت و حكومت از آن اوست و ستايش از آن او; و او بر همه چيز تواناست! (1)
او كسى است كه شما را آفريد (و به شما آزادى و اختيار داد); گروهى از شما كافريد و گروهى مؤمن; و خداوند به آنچه انجام مىدهيد بيناست! (2)
آسمانها و زمين را بحق آفريد; و شما را (در عالم جنين) تصوير كرد، تصويرى زيبا و دلپذير; و سرانجام (همه) بسوى اوست. (3)
آنچه را در آسمانها و زمين است مىداند، و از آنچه پنهان يا آشكار مىكنيد با خبر است; و خداوند از آنچه در درون سينههاست آگاه است. (4)
آيا خبر كسانى كه پيش از اين كافر شدند به شما نرسيده است؟! (آرى) آنها طعم كيفر گناهان بزرگ خود را چشيدند; و عذاب دردناك براى آنهاست! (5)
اين بخاطر آن است كه رسولان آنها (پيوسته) با دلايل روشن به سراغشان مىآمدند، ولى آنها (از روى كبر و غرور) گفتند: «آيا بشرهايى (مثل ما) مىخواهند ما را هدايت كنند؟!» از اين رو كافر شدند و روى برگرداندند; و خداوند (از ايمان و طاعتشان) بى نياز بود، و خدا غنى و شايسته ستايش است! (6)
كافران پنداشتند كه هرگز برانگيخته نخواهند شد، بگو: «آرى به پروردگارم سوگند كه همه شما (در قيامت) برانگيخته خواهيد شد، سپس آنچه را عمل مىكرديد به شما خبر داده مىشود، و اين براى خداوند آسان است!» (7)
حال كه چنين است، به خدا و رسول او و نورى كه نازل كردهايم ايمان بياوريد; و بدانيد خدا به آنچه انجام مىدهيد آگاه است! (8)
اين در زمانى خواهد بود كه همه شما را در روز اجتماع ( روز رستاخيز) گردآورى مىكند; آن روز روز تغابن است (روز احساس خسارت و پشيمانى)! و هر كس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مىبخشد و او را در باغهايى از بهشت كه نهرها از زير درختانش جارى است وارد مىكند، جاودانه در آن مى مانند; و اين پيروزى بزرگ است! (9)
اما كسانى كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند اصحاب دوزخند، جاودانه در آن مىمانند، و (سرانجام آنها) سرانجام بدى است! (10)
هيچ مصيبتى رخ نمىدهد مگر به اذن خدا! و هر كس به خدا ايمان آورد، خداوند قلبش را هدايت مىكند; و خدا به هر چيز داناست! (11)
اطاعت كنيد خدا را، و اطاعت كنيد پيامبر را; و اگر روىگردان شويد، رسول ما جز ابلاغ آشكار وظيفهاى ندارد! (12)
خداوند كسى است كه هيچ معبودى جز او نيست، و مؤمنان بايد فقط بر او توكل كنند! (13)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! بعضى از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند، از آنها برحذر باشيد; و اگر عفو كنيد و چشم بپوشيد و ببخشيد، (خدا شما را مىبخشد); چرا كه خداوند بخشنده و مهربان است! (14)
اموال و فرزندانتان فقط وسيله آزمايش شما هستند; و خداست كه پاداش عظيم نزد اوست! (15)
پس تا مىتوانيد تقواى الهى پيشه كنيد و گوش دهيد و اطاعت نماييد و انفاق كنيد كه براى شما بهتر است; و كسانى كه از بخل و حرص خويشتن مصون بمانند رستگارانند! (16)
اگر به خدا قرضالحسنه دهيد، آن را براى شما مضاعف مىسازد و شما را مىبخشد; و خداوند شكركننده و بردبار است! (17)
او داناى پنهان و آشكار است; و او عزيز و حكيم است! (18)
سوره البروج
|
سوره البروج |
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
سوگند به آسمان كه داراى برجهاى بسيار است، (1)
و سوگند به آن روز موعود، (2)
و سوگند به «شاهد» و «مشهود»! («شاهد»: پيامبر و گواهان اعمال، و «مشهود» : اعمال امت است) (3)
مرگ بر شكنجهگران صاحب گودال (آتش)، (4)
آتشى عظيم و شعلهور! (5)
هنگامى كه در كنار آن نشسته بودند، (6)
و آنچه را با مؤمنان انجام مىدادند (با خونسردى و قساوت) تماشا مىكردند! (7)
آنها هيچ ايرادى بر مؤمنان نداشتند جز اينكه به خداوند عزيز و حميد ايمان آورده بودند; (8)
همان كسى كه حكومت آسمانها و زمين از آن اوست و خداوند بر همه چيز گواه است! (9)
كسانى كه مردان و زنان باايمان را شكنجه دادند سپس توبه نكردند، براى آنها عذاب دوزخ و عذاب آتش سوزان است! (10)
و براى كسانى كه ايمان آوردند و اعمال شايسته انجام دادند، باغهايى از بهشت است كه نهرها زير درختانش جارى است; و اين نجات و پيروزى بزرگ است! (11)
گرفتن قهرآميز و مجازات پروردگارت به يقين بسيار شديد است! (12)
اوست كه آفرينش را آغاز مىكند و بازمىگرداند، (13)
و او آمرزنده و دوستدار (مؤمنان) است، (14)
صاحب عرش و داراى مجد و عظمت است، (15)
و آنچه را مىخواهد انجام مىدهد! (16)
آيا داستان لشكرها به تو رسيده است، (17)
لشكريان فرعون و ثمود؟! (18)
ولى كافران پيوسته در تكذيب حقند، (19)
و خداوند به همه آنها احاطه دارد! (20)
(اين آيات، سحر و دروغ نيست،) بلكه قرآن باعظمت است... (21)
كه در لوح محفوظ جاى دارد! (22)
سوره محمد
|
سوره محمد |
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
كسانى كه كافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، (خداوند) اعمالشان را نابود مىكند! (1)
و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند و به آنچه بر محمد (ص) نازل شده -و همه حق است و از سوى پروردگارشان- نيز ايمان آوردند، خداوند گناهانشان را مىبخشد و كارشان را اصلاح مىكند! (2)
اين بخاطر آن است كه كافران از باطل پيروى كردند، و مؤمنان از حقى كه از سوى پروردگارشان بود تبعيت نمودند; اينگونه خداوند براى مردم مثلهاى (زندگى) آنان را بيان مىكند! (3)
و هنگامى كه با كافران (جنايتپيشه) در ميدان جنگ روبهرو شديد گردنهايشان را بزنيد، (و اين كار را همچنان ادامه دهيد) تا به اندازه كافى دشمن را در هم بكوبيد; در اين هنگام اسيران را محكم ببنديد; سپس يا بر آنان منت گذاريد (و آزادشان كنيد) يا در برابر آزادى از آنان فديه ( غرامت) بگيريد; (و اين وضع بايد همچنان ادامه يابد) تا جنگ بار سنگين خود را بر زمين نهد، (آرى) برنامه اين است! و اگر خدا مىخواست خودش آنها را مجازات مىكرد، اما مىخواهد بعضى از شما را با بعضى ديگر بيازمايد; و كسانى كه در راه خدا كشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بين نمىبرد! (4)
بزودى آنان را هدايت نموده و كارشان را اصلاح مىكند; (5)
و آنها را در بهشت (جاويدانش) كه اوصاف آن را براى آنان بازگو كرده وارد مىكند. (6)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر (آيين) خدا را يارى كنيد، شما را يارى مىكند و گامهايتان را استوار مىدارد. (7)
و كسانى كه كافر شدند، مرگ بر آنان! و اعمالشان نابود باد! (8)
اين بخاطر آن است كه از آنچه خداوند نازل كرده كراهت داشتند; از اين رو خدا اعمالشان را حبط و نابود كرد! (9)
آيا در زمين سير نكردند تا ببينند عاقبت كسانى كه قبل از آنان بودند چگونه بود؟! خداوند آنها را هلاك كرد; و براى كافران امثال اين مجازاتها خواهد بود! (10)
اين براى آن است كه خداوند مولا و سرپرست كسانى است كه ايمان آوردند; اما كافران مولايى ندارند! (11)
خداوند كسانى را كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند وارد باغهايى از بهشت مىكند كه نهرها از زير (درختانش) جارى است; در حالى كه كافران از متاع زودگذر دنيا بهره مىگيرند و همچون چهارپايان مىخورند، و سرانجام آتش دوزخ جايگاه آنهاست! (12)
« و چه بسيار شهرهايى كه از شهرى كه تو را بيرون كرد نيرومندتر بودند; ما همه آنها را نابود كرديم و هيچ ياورى نداشتند! (13)
آيا كسى كه دليل روشنى از سوى پروردگارش دارد، همانند كسى است كه زشتى اعمالش در نظرش آراسته شده و از هواى نفسشان پيروى مىكنند؟! (14)
توصيف بهشتى كه به پرهيزگاران وعده داده شده، چنين است: در آن نهرهايى از آب صاف و خالص كه بدبو نشده، و نهرهايى از شير كه طعم آن دگرگون نگشته، و نهرهايى از شراب (طهور) كه مايه لذت نوشندگان است، و نهرهايى از عسل مصفاست، و براى آنها در آن از همه انواع ميوهها وجود دارد; و (از همه بالاتر) آمرزشى است از سوى پروردگارشان! آيا اينها همانند كسانى هستند كه هميشه در آتش دوزخند و از آب جوشان نوشانده مىشوند كه اندرونشان را از هم متلاشى مىكند؟! (15)
گروهى از آنان به سخنانت گوش فرامىدهند، اما هنگامى كه از نزد تو خارج مىشوند به كسانى كه علم و دانش به آنان بخشيده شده (از روى استهزا) مىگويند: «(اين مرد) الان چه گفت؟!» آنها كسانى هستند كه خداوند بر دلهايشان مهر نهاده و از هواى نفسشان پيروى كردهاند (از اين رو چيزى نمىفهمند)! (16)
كسانى كه ه
آيا آنها ( كافران) جز اين انتظارى دارند كه قيامت ناگهان فرا رسد (آنگاه ايمان آورند)، در حالى كه هماكنون نشانههاى آن آمده است; اما هنگامى كه بيايد، تذكر (و ايمان) آنها سودى نخواهد داشت! (18)
پس بدان كه معبودى جز «الله» نيست; و براى گناه خود و مردان و زنان باايمان استغفار كن! و خداوند محل حركت و قرارگاه شما را مىداند! (19)
كسانى كه ايمان آوردهاند مىگويند: «چرا سورهاى نازل نمىشود (كه در آن فرمان جهاد باشد)؟ !» اما هنگامى كه سوره واضح و روشنى نازل مىگردد كه در آن سخنى از جنگ است، منافقان بيماردل را مىبينى كه همچون كسى كه در آستانه مرگ قرار گرفته به تو نگاه مىكنند; پس مرگ و نابودى براى آنان سزاوارتر است! (20)
(ولى) اطاعت و سخن سنجيده براى آنان بهتر است; و اگر هنگامى كه فرمان جهاد قطعى مىشود به خدا راست گويند (و از در صدق و صفا درآيند) براى آنها بهتر مىباشد! (21)
اگر (از اين دستورها) روى گردان شويد، جز اين انتظار مىرود كه در زمين فساد و قطع پيوند خويشاوندى كنيد؟! (22)
آنها كسانى هستند كه خداوند از رحمت خويش دورشان ساخته، گوشهايشان را كر و چشمهايشان را كور كرده است! (23)
آيا آنها در قرآن تدبر نمىكنند، يا بر دلهايشان قفل نهاده شده است؟! (24)
كسانى كه بعد از روشن شدن هدايت براى آنها، پشت به حق كردند، شيطان اعمال زشتشان را در نظرشان زينت داده و آنان را با آرزوهاى طولانى فريفته است! (25)
اين بخاطر آن است كه آنان به كسانى كه نزول وحى الهى را كراهت داشتند گفتند: «ما در بعضى از امور از شما پيروى مىكنيم؟» در حالى كه خداوند پنهانكارى آنان را مىداند. (26)
حال آنها چگونه خواهد بود هنگامى كه فرشتگان (مرگ) بر صورت و پشت آنان مىزنند و جانشان را مىگيرند؟! (27)
اين بخاطر آن است كه آنها از آنچه خداوند را به خشم مىآورد پيروى كردند، و آنچه را موجب خشنودى اوست كراهت داشتند; از اين رو (خداوند) اعمالشان را نابود كرد! (28)
آيا كسانى كه در دلهايشان بيمارى است گمان كردند خدا كينههايشان را آشكار نمىكند؟! (29)
و اگر ما بخواهيم آنها را به تو نشان مىدهيم تا آنان را با قيافههايشان بشناسى، هر چند مىتوانى آنها را از طرز سخنانشان بشناسى; و خداوند اعمال شمارا مىداند! (30)
ما همه شما را قطعا مىآزمائيم تا معلوم شود مجاهدان واقعى و صابران از ميان شما كيانند، و اخبار شما را بيازماييم! (31)
آنان كه كافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند و بعد از روشنشدن هدايت براى آنان (باز) به مخالفت با رسول (خدا) برخاستند، هرگز زيانى به خدا نمىرسانند و (خداوند) بزودى اعمالشان را نابود مىكند! (32)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اطاعت كنيد خدا را، و اطاعت كنيد رسول (خدا) را، و اعمال خود را باطل نسازيد! (33)
كسانى كه كافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند سپس در حال كفر از دنيا رفتند، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشيد. (34)
پس هرگز سست نشويد و (دشمنان را) به صلح (ذلتبار) دعوت نكنيد در حالى كه شما برتريد، و خداوند با شماست و چيزى از (ثواب) اعمالتان را كم نمىكند! (35)
زندگى دنيا تنها بازى و سرگرمى است; و اگر ايمان آوريد و تقوا پيشه كنيد، پاداشهاى شما را مىدهد و اموال شما را نمىطلبد، (36)
چرا كه هر گاه اموال شما را مطالبه كند و حتى اصرار نمايد، بخل مىورزيد; و كينه و خشم شما را آشكار مىسازد! (37)
آرى، شما همان گروهى هستيد كه براى انفاق در راه خدا دعوت مىشويد، بعضى از شما بخل مىورزند; و هر كس بخل ورزد، نسبت به خود بخل كرده است; و خداوند بىنياز است و شما همه نيازمنديد; و هرگاه سرپيچى كنيد، خداوند گروه ديگرى را جاى شما مىآورد پس آنها مانند شما نخواهند بود (و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق مىكنند). (38)
سوره الطارق
|
سوره الطارق |
به نام خداوند بخشنده مهربان
سوگند به آسمان و كوبنده شب! (1)
و تو نمىدانى كوبنده شب چيست! (2)
همان ستاره درخشان و شكافنده تاريكيهاست! (3)
(به اين آيت بزرگ الهى سوگند) كه هر كس مراقب و محافظى دارد! (4)
انسان بايد بنگرد كه از چه چيز آفريده شده است! (5)
از يك آب جهنده آفريده شده است، (6)
آبى كه از ميان پشت و سينهها خارج مىشود! (7)
مسلما او ( خدائى كه انسان را از چنين چيز پستى آفريد) مىتواند او را بازگرداند! (8)
در آن روز كه اسرار نهان (انسان) آشكار ميشود، (9)
و براى او هيچ نيرو و ياورى نيست! (10)
سوگند به آسمان پرباران، (11)
و سوگند به زمين پرشكاف (كه گياهان از آن سر برمىآورند)، (12)
كه اين (قرآن) سخنى است كه حق را از باطل جدا مىكند، (13)
و هرگز شوخى نيست! (14)
آنها پيوسته حيله مىكنند، (15)
و من هم در برابر آنها چاره مىكنم! (16)
حال كه چنين است كافران را (فقط) اندكى مهلت ده (تا سزاى اعمالشان را ببينند)! (17)
سوره النباء
|
سوره
النباء |
به نام خداوند بخشنده مهربان
آنها از چه چيز از يكديگر سؤال مىكنند؟! (1)
از خبر بزرگ و پراهميت (رستاخيز)! (2)
همان خبرى كه پيوسته در آن اختلاف دارند! (3)
چنين نيست كه آنها فكر مىكنند، و بزودى مىفهمند! (4)
باز هم چنين نيست كه آنها مىپندارند، و بزودى مىفهمند (كه قيامت حق است)! (5)
آيا زمين را محل آرامش (شما) قرار نداديم؟! (6)
و كوهها را ميخهاى زمين؟! (7)
و شما را بصورت زوجها آفريديم! (8)
و خواب شما را مايه آرامشتان قرار داديم، (9)
و شب را پوششى (براى شما)، (10)
و روز را وسيلهاى براى زندگى و معاش! (11)
و بر فراز شما هفت (آسمان) محكم بنا كرديم! (12)
و چراغى روشن و حرارتبخش آفريديم! (13)
و از ابرهاى بارانزا آبى فراوان نازل كرديم، (14)
تا بوسيله آن دانه و گياه بسيار برويانيم، (15)
و باغهايى پردرخت! (16)
(آرى) روز جدايى، ميعاد همگان است! (17)
روزى كه در «صور» دميده مىشود و شما فوج فوج (به محشر) مىآييد! (18)
و آسمان گشوده مىشود و بصورت درهاى متعددى درمىآيد! (19)
و كوهها به حركت درمىآيد و بصورت سرابى مىشود! (20)
مسلما (در آن روز) جهنم كمينگاهى است بزرگ، (21)
و محل بازگشتى براى طغيانگران! (22)
مدتهاى طولانى در آن مىمانند! (23)
در آنجا نه چيز خنكى مىچشند و نه نوشيدنى گوارايى، (24)
جز آبى سوزان و مايعى از چرك و خون! (25)
اين مجازاتى است موافق و مناسب (اعمالشان)! (26)
چرا كه آنها هيچ اميدى به حساب نداشتند، (27)
و آيات ما را بكلى تكذيب كردند! (28)
و ما همه چيز را شمارش و ثبت كردهايم! (29)
پس بچشيد كه چيزى جز عذاب بر شما نمىافزاييم! (30)
مسلما براى پرهيزگاران نجات و پيروزى بزرگى است: (31)
باغهايى سرسبز، و انواع انگورها، (32)
و حوريانى بسيار جوان و همسن و سال، (33)
و جامهايى لبريز و پياپى (از شراب طهور)! (34)
در آنجا نه سخن لغو و بيهودهاى مىشنوند و نه دروغى! (35)
اين كيفرى است از سوى پروردگارت و عطيهاى است كافى! (36)
همان پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو است، پروردگار رحمان! و (در آن روز) هيچ كس حق ندارد بى اجازه او سخنى بگويد (يا شفاعتى كند)! (37)
« روزى كه «روح» و «ملائكه» در يك صف مىايستند و هيچ يك، جز به اذن خداوند رحمان، سخن نمىگويند، و (آنگاه كه مىگويند) درست مىگويند! (38)
آن روز حق است; هر كس بخواهد راهى به سوى پروردگارش برمىگزيند! (39)
و ما شما را از عذاب نزديكى بيم داديم! اين عذاب در روزى خواهد بود كه انسان آنچه را از قبل با دستهاى خود فرستاده مىبيند، و كافر مىگويد: «اى كاش خاك بودم (و گرفتار عذاب نمىشدم)!» (40)
سوره قریش
|
سوره قریش |
به نام خداوند بخشنده مهربان
(كيفر لشكر فيلسواران) بخاطر اين بود كه قريش (به اين سرزمين مقدس) الفت گيرند (و زمينه ظهور پيامبر فراهم شود)! (1)
الفت آنها در سفرهاى زمستانه و تابستانه (و بخاطر اين الفت به آن بازگردند)! (2)
پس (بشكرانه اين نعمت بزرگ) بايد پروردگار اين خانه را عبادت كنند، (3)
همان كس كه آنها را از گرسنگى نجات داد و از ترس و ناامنى ايمن ساخت. (4)
سوره الهمزه
|
سوره الهمزه |
به نام خداوند بخشنده مهربان
واى بر هر عيبجوى مسخرهكنندهاى! (1)
همان كس كه مال فراوانى جمعآورى و شماره كرده (بىآنكه مشروع و نامشروع آن را حساب كند)! (2)
او گمان مىكند كه اموالش او را جاودانه مىسازد! (3)
چنين نيست كه مىپندارد; بزودى در «حطمه» ( آتشى خردكننده) پرتاب مىشود! (4)
و تو چه مىدانى «حطمه» چيست؟! (5)
آتش برافروخته الهى است، (6)
آتشى كه از دلها سرمىزند! (7)
اين آتش بر آنها فروبسته شده، (8)
در ستونهاى كشيده و طولانى! (9)
سوره التکاثر
|
سوره التکاثر |
به نام خداوند بخشنده مهربان
افزون طلبى (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است. (1)
تا آنجا كه به ديدار قبرها رفتيد (و قبور مردگان خود را برشمرديد و به آن افتخار كرديد)! (2)
چنين نيست كه مىپنداريد، (آرى) بزودى خواهيد دانست! (3)
باز چنان نيست كه شما مىپنداريد; بزودى خواهيد دانست! (4)
چنان نيست كه شما خيال مىكنيد; اگر شما علم اليقين (به آخرت) داشتيد (افزون طلبى شما را از خدا غافل نمىكرد)! (5)
قطعا شما جهنم را خواهيد ديد! (6)
سپس (با ورود در آن) آن را به عين اليقين خواهيد ديد. (7)
سپس در آن روز (همه شما) از نعمتهايى كه داشتهايد بازپرسى خواهيد شد! (8)
سوره العادیات
|
سوره العادیات |
به نام خداوند بخشنده مهربان
سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالى كه نفسزنان به پيش مىرفتند، (1)
و سوگند به افروزندگان جرقه آتش (در برخورد سمهايشان با سنگهاى بيابان)، (2)
و سوگند به هجوم آوران سپيده دم (3)
كه گرد و غبار به هر سو پراكندند، (4)
و (ناگهان) در ميان دشمن ظاهر شدند، (5)
كه انسان در برابر نعمتهاى پروردگارش بسيار ناسپاس و بخيل است; (6)
و او خود (نيز) بر اين معنى گواه است! (7)
و او علاقه شديد به مال دارد! (8)
آيا نمىداند در آن روز كه تمام كسانى كه در قبرها هستند برانگيخته مىشوند، (9)
و آنچه در درون سينههاست آشكار مىگردد، (10)
در آن روز پروردگارشان از آنها كاملا باخبر است! (11)
سوره البینه
|
سوره البینه |
به نام خداوند بخشنده مهربان
كافران از اهل كتاب و مشركان (مىگفتند:) دست از آيين خود برنمىدارند تا دليل روشنى براى آنها بيايد، (1)
پيامبرى از سوى خدا (بيايد) كه صحيفههاى پاكى را (بر آنها) بخواند، (2)
و در آن نوشتههاى صحيح و پرارزشى باشد! (ولى هنگامى كه آمد ايمان نياوردند، مانند اهل كتاب). (3)
اهل كتاب (نيز در دين خدا) اختلاف نكردند مگر بعد از آنكه دليل روشن براى آنان آمد! (4)
و به آنها دستورى داده نشده بود جز اينكه خدا را بپرستند در حالى كه دين خود را براى او خالص كنند و از شرك به توحيد بازگردند، نماز را برپا دارند و زكات را بپردازند; و اين است آيين مستقيم و پايدار! (5)
كافران از اهل كتاب و مشركان در آتش دوزخند، جاودانه در آن مىمانند; آنها بدترين مخلوقاتند! (6)
(اما) كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترين مخلوقات (خدا)يند! (7)
پاداش آنها نزد پروردگارشان باغهاى بهشت جاويدان است كه نهرها از زير درختانش جارى است; هميشه در آن مىمانند! (هم) خدا از آنها خشنود است و (هم) آنها از خدا خشنودند; و اين (مقام والا) براى كسى است كه از پروردگارش بترسد! (8)
سوره النباء
|
سوره النباء |
به نام خداوند بخشنده مهربان
آنها از چه چيز از يكديگر سؤال مىكنند؟! (1)
از خبر بزرگ و پراهميت (رستاخيز)! (2)
همان خبرى كه پيوسته در آن اختلاف دارند! (3)
چنين نيست كه آنها فكر مىكنند، و بزودى مىفهمند! (4)
باز هم چنين نيست كه آنها مىپندارند، و بزودى مىفهمند (كه قيامت حق است)! (5)
آيا زمين را محل آرامش (شما) قرار نداديم؟! (6)
و كوهها را ميخهاى زمين؟! (7)
و شما را بصورت زوجها آفريديم! (8)
و خواب شما را مايه آرامشتان قرار داديم، (9)
و شب را پوششى (براى شما)، (10)
و روز را وسيلهاى براى زندگى و معاش! (11)
و بر فراز شما هفت (آسمان) محكم بنا كرديم! (12)
و چراغى روشن و حرارتبخش آفريديم! (13)
و از ابرهاى بارانزا آبى فراوان نازل كرديم، (14)
تا بوسيله آن دانه و گياه بسيار برويانيم، (15)
و باغهايى پردرخت! (16)
(آرى) روز جدايى، ميعاد همگان است! (17)
روزى كه در «صور» دميده مىشود و شما فوج فوج (به محشر) مىآييد! (18)
و آسمان گشوده مىشود و بصورت درهاى متعددى درمىآيد! (19)
و كوهها به حركت درمىآيد و بصورت سرابى مىشود! (20)
مسلما (در آن روز) جهنم كمينگاهى است بزرگ، (21)
و محل بازگشتى براى طغيانگران! (22)
مدتهاى طولانى در آن مىمانند! (23)
در آنجا نه چيز خنكى مىچشند و نه نوشيدنى گوارايى، (24)
جز آبى سوزان و مايعى از چرك و خون! (25)
اين مجازاتى است موافق و مناسب (اعمالشان)! (26)
چرا كه آنها هيچ اميدى به حساب نداشتند، (27)
و آيات ما را بكلى تكذيب كردند! (28)
و ما همه چيز را شمارش و ثبت كردهايم! (29)
پس بچشيد كه چيزى جز عذاب بر شما نمىافزاييم! (30)
مسلما براى پرهيزگاران نجات و پيروزى بزرگى است: (31)
باغهايى سرسبز، و انواع انگورها، (32)
و حوريانى بسيار جوان و همسن و سال، (33)
و جامهايى لبريز و پياپى (از شراب طهور)! (34)
در آنجا نه سخن لغو و بيهودهاى مىشنوند و نه دروغى! (35)
اين كيفرى است از سوى پروردگارت و عطيهاى است كافى! (36)
همان پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو است، پروردگار رحمان! و (در آن روز) هيچ كس حق ندارد بى اجازه او سخنى بگويد (يا شفاعتى كند)! (37)
« روزى كه «روح» و «ملائكه» در يك صف مىايستند و هيچ يك، جز به اذن خداوند رحمان، سخن نمىگويند، و (آنگاه كه مىگويند) درست مىگويند! (38)
آن روز حق است; هر كس بخواهد راهى به سوى پروردگارش برمىگزيند! (39)
و ما شما را از عذاب نزديكى بيم داديم! اين عذاب در روزى خواهد بود كه انسان آنچه را از قبل با دستهاى خود فرستاده مىبيند، و كافر مىگويد: «اى كاش خاك بودم (و گرفتار عذاب نمىشدم)!» (40)
سوره التین
|
سوره التین |
به نام خداوند بخشنده مهربان
قسم به انجير و زيتون (يا: قسم به سرزمين شام و بيت المقدس)، (1)
و سوگند به «طور سينين»، (2)
و قسم به اين شهر امن ( مكه)، (3)
كه ما انسان را در بهترين صورت و نظام آفريديم، (4)
سپس او را به پايينترين مرحله بازگردانديم، (5)
مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند كه براى آنها پاداشى تمامنشدنى است! (6)
پس چه چيز سبب مىشود كه بعد از اين همه (دلايل روشن) روز جزا را انكار كنى؟! (7)
آيا خداوند بهترين حكمكنندگان نيست؟! (8)
سوره المدثر
|
سوره المدثر |
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
اى جامه خواب به خود پيچيده (و در بستر آرميده)! (1)
برخيز و انذار كن (و عالميان را بيم ده)، (2)
و پروردگارت را بزرگ بشمار، (3)
و لباست را پاك كن، (4)
و از پليدى دورى كن، (5)
و منت مگذار و فزونى مطلب، (6)
و بخاطر پروردگارت شكيبايى كن! (7)
هنگامى كه در «صور» دميده شود، (8)
آن روز، روز سختى است، (9)
و براى كافران آسان نيست! (10)
مرا با كسى كه او را خود به تنهايى آفريدهام واگذار! (11)
همان كسى كه براى او مال گستردهاى قرار دادم، (12)
و فرزندانى كه همواره نزد او (و در خدمت او) هستند، (13)
و وسايل زندگى را از هر نظر براى وى فراهم ساختم! (14)
باز هم طمع دارد كه بر او بيفزايم! (15)
هرگز چنين نخواهد شد; چرا كه او نسبت به آيات ما دشمنى مىورزد! (16)
و بزودى او را مجبور مىكنم كه از قله زندگى بالا رود (سپس او را به زير مىافكنم)! (17)
او (براى مبارزه با قرآن) انديشه كرد و مطلب را آماده ساخت! (18)
مرگ بر او باد! چگونه (براى مبارزه با حق) مطلب را آماده كرد! (19)
باز هم مرگ بر او، چگونه مطلب (و نقشه شيطانى خود را) آماده نمود! (20)
سپس نگاهى افكند، (21)
بعد چهره درهم كشيد و عجولانه دست به كار شد; (22)
سپس پشت (به حق) كرد و تكبر ورزيد، (23)
و سرانجام گفت: «اين (قرآن) چيزى جز افسون و سحرى همچون سحرهاى پيشينيان نيست! (24)
اين فقط سخن انسان است (نه گفتار خدا)!» (25)
(اما) بزودى او را وارد سقر ( دوزخ) مىكنم! (26)
و تو نمىدانى «سقر» چيست! (27)
(آتشى است كه) نه چيزى را باقى مىگذارد و نه چيزى را رها مىسازد! (28)
پوست تن را بكلى دگرگون مىكند! (29)
نوزده نفر (از فرشتگان عذاب) بر آن گمارده شدهاند! (30)
ماموران دوزخ را فقط فرشتگان (عذاب) قرار داديم، و تعداد آنها را جز براى آزمايش كافران معين نكرديم تا اهل كتاب ( يهود و نصارى) يقين پيدا كنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد، و اهل كتاب و مؤمنان (در حقانيت اين كتاب آسمانى) ترديد به خود راه ندهند، و بيماردلان و كافران بگويند: «خدا از اين توصيف چه منظورى دارد؟!» (آرى) اين گونه خداوند هر كس را بخواهد گمراه مىسازد و هر كس را بخواهد هدايت مىكند! و لشكريان پروردگارت را جز او كسى نمىداند، و اين جز هشدار و تذكرى براى انسانها نيست! (31)
اينچنين نيست كه آنها تصور مىكنند سوگند به ماه، (32)
و به شب، هنگامى كه (دامن برچيند و) پشت كند، (33)
و به صبح هنگامى كه چهره بگشايد، (34)
كه آن (حوادث هولناك قيامت) از مسائل مهم است! (35)
هشدار و انذارى است براى همه انسانها، (36)
براى كسانى از شما كه مىخواهند پيش افتند يا عقب بمانند ( بسوى هدايت و نيكى پيش روند يا نروند)! (37)
(آرى) هر كس در گرو اعمال خويش است، (38)
مگر «اصحاب يمين» (كه نامه اعمالشان را به نشانه ايمان و تقوايشان به دست راستشان مىدهند)! (39)
آنها در باغهاى بهشتند، و سؤال مىكنند... (40)
از مجرمان: (41)
چه چيز شما را به دوزخ وارد ساخت؟!» (42)
مىگويند: «ما از نمازگزاران نبوديم، (43)
و اطعام مستمند نمىكرديم، (44)
و پيوسته با اهل باطل همنشين و همصدا بوديم، (45)
و همواره روز جزا را انكار مىكرديم، (46)
تا زمانى كه مرگ ما فرا رسيد!» (47)
از اين رو شفاعت شفاعتكنندگان به حال آنها سودى نمىبخشد. (48)
چرا آنها از تذكر روى گردانند؟! (49)
گويى گورخرانى رميدهاند، (50)
كه از (مقابل) شيرى فرار كردهاند! (51)
بلكه هر كدام از آنها انتظار دارد نامه جداگانهاى (از سوى خدا) براى او فرستاده شود! (52)
چنين نيست كه آنان مىگويند، بلكه آنها از آخرت نمىترسند! (53)
چنين نيست كه آنها مىگويند، آن (قرآن) يك تذكر و يادآورى است! (54)
هر كس بخواهد از آن پند مىگيرد; (55)
و هيچ كس پند نمىگيرد مگر اينكه خدا بخواهد; او اهل تقوا و اهل آمرزش است! (56)
سوره الانشقاق
|
سوره الانشقاق |
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
در آن هنگام كه آسمان ( كرات آسمانى) شكافته شود، (1)
و تسليم فرمان پروردگارش شود -و سزاوار است چنين باشد- (2)
و در آن هنگام كه زمين گسترده شود، (3)
و آنچه در درون دارد بيرون افكنده و خالى شود، (4)
و تسليم فرمان پروردگارش گردد -و شايسته است كه چنين باشد- (5)
اى انسان! تو با تلاش و رنج بسوى پروردگارت مىروى و او را ملاقات خواهى كرد! (6)
پس كسى كه نامه اعمالش به دست راستش داده شود، (7)
بزودى حساب آسانى براى او مىشود، (8)
و خوشحال به اهل و خانوادهاش بازمىگردد. (9)
و اما كسى كه نامه اعمالش به پشت سرش داده شود، (10)
بزودى فرياد مىزند واى بر من كه هلاك شدم! (11)
و در شعلههاى سوزان آتش مىسوزد. (12)
چرا كه او در ميان خانوادهاش پيوسته (از كفر و گناه خود) مسرور بود! (13)
او گمان مىكرد هرگز بازگشت نمىكند! (14)
آرى، پروردگارش نسبت به او بينا بود (و اعمالش را براى حساب ثبت كرد)! (15)
سوگند به شفق، (16)
و سوگند به شب و آنچه را جمعآورى مىكند، (17)
و سوگند به ماه آنگاه كه بدر كامل مىشود، (18)
كه همه شما پيوسته از حالى به حال ديگر منتقل مىشويد (تا به كمال برسيد). (19)
پس چرا آنان ايمان نمىآورند؟! (20)
و هنگامى كه قرآن بر آنها خوانده مىشود سجده نمىكنند؟! (21)
بلكه كافران پيوسته آيات الهى را انكار مىكنند! (22)
و خداوند آنچه را در دل پنهان مىدارند بخوبى مىداند! (23)
پس آنها را به عذابى دردناك بشارت ده! (24)
مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند، كه براى آنان پاداشى است قطعنشدنى! (25)


